پیام ۸ نوامبر ۲۰۱۹

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

۸  نوامبر  ۲۰۱۹

ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

موفّقیّت‌هایی که نه تنها در چند هفتۀ گذشته بلکه در طیّ دو سال پیشرفت چشمگیر به آن نائل گشته‌اید و حال به اوج حیرت‌انگیزی رسیده ما را بر آن می‌دارد که شما را که جنود مشهود نهضتی توقّف‌ناپذیر هستید مخاطب قرار دهیم.  برگزاری جشن دویستمین سال میلاد حضرت باب بسیار فراتر از صرفاً یک واقعۀ فراموش‌نشدنی، ثمرۀ بذل هشت دوره کوشش فداکارانه بود که با اتّحاد و اتّفاق و با حسّ ابتکارِ دلیرانه مبذول گشت.  از پاسخ قاطعانۀ‌ دوستان به ندای خدمت بسیار مسروریم.  آگاهی از آنچه جامعه قادر است به آن توفیق یابد که در دویستمین سالگرد قبل مشاهده شده بود، موجب برانگیختن نیرویی عظیم و اقدامی متهوّرانه به یاری فرایندی از آمادگی و تأمّل گشت و جوامع محلّی، محلّه‌ها و دهکده‌ها صحنۀ انواع فعّالیّت‌های فشرده گردید.  نکات بر‌جسته و قابل توجّه بسیار است.  برگزاری جشن‌هایی در خانواده‌ها و بین چند خانواده به نحوی بارز مشهود بود و نیز جلسات متشکّله توسّط جوانان برای همسالان خود.  فرصت‌هایی برای باز‌گویی پرشور شرح حیات حضرت باب و پیروان اوّلیّۀ آن حضرت مغتنم شمرده شد.  مکالمات در مورد نیازهای اجتماع که غالباً توسّط والدین کودکان آغاز می‌شد به درک این جشن‌ها عمق بیشتری بخشید.  دویستمین سالگرد موجب ظهور آثار هنری سرشار از زیبایی و احساس گردید.  تجلّیات مبتکرانۀ فداکاری و اخلاص بی‌شمار‌تر و متنوّع‌تر از آن بود که بتوان توصیف نمود.  و اینکه هر یک از طرق فعّالیّت عاملی طبیعی برای دعوت به مشارکت در مؤسّسۀ آموزشی گشت کاملاً محسوس و قابل توجّه بود.  استعداد و قابلیّتی که برای همراهی طیف وسیعی از مردم در فعّالیّت‌های جامعه به ظهور رسید موجب بسی دلگرمی این مشتاقان گردید.  قطعاً این نشانگر آنست که چطور لحظات مقدّس در تاریخ بشری و گرامی‌داشت آن در ایّام متبرّکه حائز نیرویی است عظیم برای اهتزاز روح افراد و ایجاد حسّ وحدت میان مردم‌ها از طریق تجربۀ مشترک.  بزرگداشت عمومی چنین جشن‌هایی در نقاط مختلف جهان وعده و نوید بزرگی را در آینده برای پیشرفت‌هایی در سطح فرهنگ در بر دارد. 

در اینکه در همۀ عالم استعداد و آمادگی روحانی فراوان وجود دارد شکّی نیست.  پیشرفت مشروط است به پرورش هر چه بیشتر قابلیّت برای توسعۀ فرایند جامعه‌سازی، و بنا بر این همۀ چشم‌ها به ماه‌های آینده دوخته شده است.  فداکاری و وفاداری به دو اختر تابان الهی و رفاه و آسایش نوع بشر که تا کنون الهام‌بخش مجهودات خالصانۀ شما بوده باید پشتیبان شما طیّ شش دورۀ آینده باشد.  حال از همۀ آنان که برای حصول این توفیق تلاش کرده‌اند مشتاقانه می‌خواهیم که بشتابند و دو باره گرد هم آیند و تأمّل و مشورت کنند و مصمّم شوند که چگونه در هر محیط منحصر به فرد، تمام آنچه را که تجربه به آنان آموخته است به کار برند:  چطور دوستانی در مقام هستۀ مرکزی یک گروهِ در حال تزاید می‌توانند الگوی فعّالیّتِ در حال رشد را به وجود آورند، چطور کودکان می‌توانند به کلاس بالاتر و نوجوانان به مطالعۀ متن بعدی آموزش ارتقا یافته صفات و خصایص اخلاقی و روحانی خویش را بیشتر پرورش دهند، چطور دوره‌های مؤسّسۀ آموزشی می‌تواند موجب دست‌یابی به مهارت‌ها و قابلیّت‌هایی گردد که بسیار مورد نیاز است، چطور می‌توان مسیر خدمت را گسترش داد تا تعداد بیشتری را پذیرا باشد، چطور امید راستین به بهبود اجتماع را می‌توان در عمل به منصّۀ ظهور رساند، و چطور تمام بندگان خدا می‌توانند از ظهور جدیدش الهام گیرند و چگونه نفوس مستعدّ و علاقمند را می‌توان دعوت نمود که به امر جمال ابهی منتسب شوند.  در این دوران مشحون از قوای روحانی، در برهه‌ای از زمان که به نظر می‌رسد جهانیان از مواجهه با خطرات عدیده عاجز مانده و نفوس تسلیم بیم و یأس گشته‌اند، حضرت بهاءالله منظر دیگری را به ما نشان می‌دهند:  منظر توفیقاتی که جامعه‌ای متباهی به نام مبارکش در انجام رسالت روحانی خود می‌تواند با شهامت و دلاوری به آن نائل آید.  در اعتاب مقدّسۀ علیا صمیمانه دعا می‌کنیم که هر کودک و هر جوان، هر زن و هر مرد، هر خانواده و هر جامعه‌ای که حبّ جمال مبارک را سرمایۀ خود نموده مشمول تأییدات ﻻریبیۀ آن حضرت گردد.

[امضا:  بیت العدل اعظم]

 

پیام ۲ آبان ۱۳۹۸

Persian (فارسی)

۹  شهرالعلم  ۱۷۶

۲  آبان  ۱۳۹۸

جامعۀ پیروان حضرت یزدان در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه نمایند

عالم بهائی در جوش و خروش است و دل‌دادگان جمال جانان در شور و هیجان.  هر چه به اعیاد سعید میلاد دو مظهر ظهور الهی نزدیک‌تر می‌شویم آثار رشد و نموّ بی‌سابقۀ شجرۀ مبارکی که آن دو وجود مقدّس در این جهان غرس نمودند روز به روز نمایان‌تر می‌گردد و مردم دنیا از ثمرات بی‌منتهای آن بیشتر از پیشتر بهره‌مند‌ می‌شوند.  قلوب تقلیب می‌گردد، افکار روشن می‌شود، کودکان درس وحدت و تساوی می‌آموزند، بزرگسالان ره خدمت می‌پویند، اخلاق تهذیب می‌گردد، رفتار تعدیل می‌یابد، جوامع ترقّی می‌کنند، حیات مادّی تحت نفوذ مبادی روحانی پیشرفت می‌نماید، نفوس آفرینش جدید می‌شوند و طنین تمدّن الهی هر دم بلندتر می‌گردد.

اگرچه تا کنون پیام اخیر این مشتاقان را خطاب به همۀ آنان که در سراسر دنیا در بزرگداشت دویستمین سالگرد تولّد حضرت اعلی شریکند ملاحظه نموده‌اید، ولی مغتنم دانستیم هموطنان حضرتش را نیز مخاطب قرار دهیم و موهبتی را که به آن مفتخرید یادآور شویم، چه که آن آفتاب حقیقت سپیده‌اش در شهر شیراز پدیدار گشت تا عالم را وعدۀ روشنایی جدید دهد و صبحش نخست آن سرزمین را منقلب کرد تا جهان را آمادۀ ظهور حضرت بهاءالله کند.

نوری که پیامبران الهی در هر عصر بر زندگی مادّی و معنوی انسان می‌افکنند حقایقی را روشن می‌کند که قبل از ظهورشان حتّی قابل تصوّر نبوده است.  آن مربّیان، پرتو جدیدی بر روابط ضروریّه‌ که ترقّی عالم و عالمیان بر آن مبتنی است ‌می‌افشانند و مقتضیات دسترسی به آن را فراهم می‌کنند.  ظهورشان جواهر مکنون در عرصۀ وجود را به منصّۀ شهود می‌رساند و تعالیم‌شان مرحلۀ نوینی از وحدت را به ارمغان می‌آورد.  آنان نوع بشر را بار دیگر تشویق می‌کنند که به صفات روحانی متّصف شود و بر اکتساب کمالات انسانی کوشا گردد و با همّت خود و تأیید خداوندی، بنیان سعادت خویش بنا نهد.

ظهور حضرت باب بشارتی بود به خردگرایی و دانایی، به سخاوت و رأفت، به راستگویی و عدالت اجتماعی.  مفاهیم و تفکّراتی را که به همراه آورد روحی تازه در کالبد فرسودۀ امکان دمید.  وعود دیرین را متحقّق ساخت و رسوم پیشین را ترسیم نوین بخشید.  خرافات را زدایید و عقلانیّت پرورید.  آن حضرت مرحله‌ای جدید از روند ترقّی و تحوّل عالم انسانی را آغاز فرمود و در وهلۀ اوّل هموطنان خویش را به شرکت در فرایند تجدّد دعوت کرد.  لطافت وجود و قوای آسمانی کلامش مصاحبان را بی‌درنگ مجذوب ‌نمود و حقایق بیان و جذّابیّت آموزه‌هایش به سرعتی معجزه‌آسا سبب بیداری و هشیاری مردمان ‌گشت.  در مدّتی بسیار کوتاه امرش در سراسر ایران انتشار یافت و آتش عشق الهی در اقشار مختلف آن اجتماع شعله‌ور شد.  جمّ غفیری با پیشینه‌های متفاوت دینی و قومی، از زن و مرد، از تجّار و کسبه، از ثروتمند و تهی‌دست، از عقلا و ادبا، از پیر و جوان، از روحانیون و حتّی شاهزادگان، در شهرها و روستاها به جمع پیروانش پیوستند و ندای نوید‌بخش او را برای ساختن اجتماعی بر مبنای عدالت و عاری از ظلم و استبداد به گوش جان شنیدند.  تعداد فقهای راستین و علمای دین که مقام منیعش را ستودند و امر حضرتش را پذیرفتند محیّرالعقول بود و شامل جناب وحید که از فاضل‌ترین دانشمندان مملکت و معتمد و نمایندۀ پادشاه برای تحقیق در بارۀ حقّانیّت ظهور جدید بود نیز می‌گشت.  برطبق برآورد محقّقین و مستشرقین آن زمان جمع کثیری از مردم ایران پیرو و مرید حضرت اعلی گشتند و در تعهّد به ایمان نویافته شجاعتی بی‌مثیل نشان دادند.

ولولۀ‌ آیین جدید زلزله بر ارکان نظم قدیم انداخت و موجب اضطراب و حسد ارباب قدرت و صاحبان‌ منصب شد و آنان را به این امید واهی کشاند که ایجاد رعب و وحشت سبب نفی کلام و تاریکی نور حضرت باب گردد، پس بی‌رحمانه مقاومتش نمودند.  متعصّبین متنفّذ جملگی پرچم اعتراض برافراشتند و دولت‌مردان و مردم را ترغیب به ستم در ابعادی بی‌سابقه نمودند.  به درستی، تاریخ معاصر چنین قتل و تاراجی را که بر او و پیروان او به دست زمام‌داران و یا به تحریک آنان مجرا شد به ندرت مشاهده نموده است.  فجایعی که اغلب در معابر عمومی و کوچه و بازار صورت می‌گرفت تا درس عبرت برای دیگران گردد، در اثر استقامت آن بی‌گناهان به کرّات باعث بیداری و آگاهی موجی تازه از نفوس پاک‌طینت می‌گشت.  در چند مورد محدود هنگامی که آن ستمدیدگان مورد محاصرۀ کینه‌وران و شقاوت بی‌امان قرار گرفتند، دلیرانه به دفاع از خود پرداختند ولی نهایتاً آن مظلومان طعمۀ تزویر گشتند و به نحوی فجیع قلع و قمع شدند.  بعد مخالفان سعی در محو تأثیرات آیین جدید نمودند و به طور منظّم کوشیدند تا خاطرۀ نفوذ شگرف ظهور حضرت اعلی را از قلوب و اذهان ایرانیان بزدایند.  مدّتی ذکرش را در کشور زادگاهش منع کردند و هنگامی که مؤثّر واقع نشد لب به لعن و دشنام گشودند و افسانه‌سرایی آغاز نمودند، تاریخ را تحریف کردند و حقایق را تکذیب.  دوست را دشمن نامیدند و وقایع را واژگون جلوه دادند.  هدیۀ ناب را فتنۀ باب خواندند و محبوب اعلی را به خاموشکدۀ ادنی سپردند و بدین ترتیب ظلمی عظیم در حقّ آیندگان روا داشتند، ولی غافل از آنکه بیشمارند خاندان‌های ایرانی که در تاریخچۀ خویش به نوعی با نهضت حضرتش مرتبطند، و بی‌حسابند نقاطی در پهنۀ آن مرز و بوم که به خون پیروان مظلومش گلگون گشته‌اند.  آثار آن رستاخیز روحانی در آن سرزمین باستانی تا ابد ماندگار می‌گردد و نتایج معنویش سرانجام آشکار.

یکی از ویژگی‌های بارز امر حضرت اعلی نقش برجستۀ جوانان است که به صورتی شگفت‌انگیز پیشتاز و پیشاهنگ شدند و درکی عمیق از مقتضیات عصر جدید نشان دادند و به همگان درس همّت و شهامت آموختند.  خود حضرتش بیست و پنج‌ساله بود که اظهار امر فرمود، حضرت قدّوس در بیست و دوسالگی به زینت ایمان مزیّن شد، حضرت طاهره بیست و چندی سال بیش نداشت که به امر مولایش لبّیک گفت و جناب انیس در ریعان شباب بود که مؤمن گشت.  زینب دلیر را به یاد آورید که در عنفوان جوانی چگونه حماسه آفرید و رستم دو جهان شد.  امروز نام قهرمانان ایرانی این نهضت جدید در پهنۀ گیتی ورد زبان‌هاست و شهامت آن جاودانان سرمشق همگان.  علم‌داران جوان جامعۀ اسم اعظم در سراسر جهان به یاد آن دلاوران، با دل و جان به خدمت نوع انسان برخاسته‌اند و برای بهبود عالم و ترقّی اجتماع فداکاری می‌نمایند، به کسب خصایل روحانی می‌پردازند و به تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان مشغولند.  در ایران نیز نور چشمان ما علیرغم تضییقات بیشمار با دل‌های پاک و عاری از هر کینه و عناد قهرمانانه قائم به ادای وظایف روحانی و کسب معارف و علوم و فنون و امرار معاش و تأسیس خانواده‌اند، شالودۀ جامعۀ آینده را بر پایه‌های استوار ایمان بنیان نهاده‌اند و خدمت به اهل ارض را محور اصلی زندگی خود قرار داده‌اند.

باری، بعد از غروب آن شمس تابان، سرانجام وعود او جلوه نمود و سپیدۀ خورشیدی نوین نمایان شد.  حضرت بهاءالله ظهور فرمود و شریعت الهی را تازه کرد، جمع سرخورده را سر و سامان داد و اسباب عزّت ابدی برای آنان و برای نوع انسان مهیّا فرمود، آموزه‌هایی را که سبب علوّ دولت و اعتلای ملّت در سراسر عالم است تعلیم داد، نزاع و جدال را نهی نمود و خلق بدیعی در جهان از هر قوم و زبان تربیت کرد تا خالصانه خدمت و محبّت به نوع بشر کنند، یگانگی عالم انسانی را تحکیم بخشند، پایۀ الفت نهند و با همکاری با اجتماع خویش، مدنیّت الهی را ترویج دهند.

حال ای عزیزان، در این برهه از زمان که پیروان اسم اعظم در تمام نقاط جهان دوستان و آشنایان و همسایگان و همکاران و همفکران را جملگی به جشن‌های دو میلاد خجسته فرامی‌خوانند و آنان را دعوت به تفکّر در معانی فرخنده‌سالگرد تولّد مبشّر و منادی این دور پرنور می‌نمایند، به راستی بدانید که برای ایرانیان اهمّیّت و میمنت این عید دوصد برابر است.  همگان را اطمینان دهید که هنگام تحقّق وعود حتمیّۀ آن دو مطلع نور فرا خواهد رسید، آشوب دنیا التیام یابد و صلح و آشتی دائمی بین اهل عالم جلوه نماید و وحدت نوع انسان رخ بگشاید.

[امضا:  بیت العدل اعظم]

پیام ۱۱ اکتبر ۲۰۱۹

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به محافل روحانی ملّی

ارسال از طریق الکترونیکی

خطاب به: کلّیّۀ محافل روحانی ملّی

تاریخ: ۱۱ اکتبر ۲۰۱۹

با قلوبی اندوهگین به اطّلاع می‌رسانیم که همکار محبوب و جلیل و عالیقدر پیشین ما علی نخجوانی در ساعات اوّلیّۀ صبح امروز به عوالم بالا صعود نمود.

در فقدان شخصیّت خارق‌العاده‌ای سوگوار هستیم که میراثی ممتاز از خدمت بی‌وقفه به امر الهی از خود بر جای گذاشت، شخصیّتی که در دوران حیات متعالی و ممتازش که در آخرین سال‌های عصر رسولی آغاز و تا نزدیکی قرن دوم عصر تکوین ادامه یافت، در آسمان ایمان و خدمت خالصانه بدرخشید و به مشارکت در بسیاری از پیشرفت‌های عمده در بنای نظم اداری بهائی فراخوانده شد — چه در مقام‌ عضو محفل روحانی ملّی بهائیان ایران، مهاجری شجاع در افریقا طیّ جهاد کبیر اکبر، عضو‌ هیئت معاونت افریقا در بدو تأسیس آن، عضو محفل روحانی منطقه‌ای مرکز و شرق افریقا در ابداع آن، و یا عضو اوّلین شورای منتخب بين‌المللی بهائی که مقدّمۀ عضویّتش در بیت العدل اعظم در هنگام تأسیس آن در سال ۱۹۶۳ بود.  خدمات گرانمایۀ وی طیّ چندین دهه با وفاداری مطلق به محبوبش حضرت ولیّ‌امرالله، آگاهی عمیق و استثنایی‌ از امر مبارک، تعهّد شیردلانه به دفاع از عهد و ‌میثاق الهی، اشتیاق وافر به امر تبلیغ، بصیرت روحانی کم‌نظیر و قلب منیر و مملو از محبّت نسبت به هر که از مسیرش می‌گذشت همراه بود.  زندگیش سرشار از توفیقات ‌روحانی و در مقطع بسیار مهمّ تاریخ بود.  امید چنانکه وفاداری کامل او و ايمان استوار و تعهّد تزلزل‌ناپذیرش به وظیفه، الهام‌بخش نسل‌های آینده باشد.

در اعتاب مقدّسۀ علیا برای ارتقای روح شریفش دعا می‌کنیم تا به اجری جزیل نائل گردد و به رکن و حامی شجیع خود، همسر محبوبش ویولت، بپیوندد.  مراتب تسلیت خود را به فرزندان عزیزش بهیّه و مهران و خانواده‌هایشان ابلاغ می‌داریم و برای تسکین و آرامش قلوب محزون‌شان دعا می‌نماییم.  از احبّای عزیز دعوت می‌کنیم که جلسات تذکّر به یاد او منعقد سازند و مراسم یادبود شایسته‌ای در همۀ مشارق‌الاذکار در سراسر دنیا برگزار نمایند.

بیت العدل اعظم

رونوشت:
دارالتّبلیغ بین‌المللی
هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای
مشاورین ارجمند

 

پیام اکتبر ۲۰۱۹

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به آنان که برای بزرگداشت مبشّر بامدادی نوین گرد هم آمده‌اند (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

اکتبر  ۲۰۱۹

خطاب به آنان که برای بزرگداشت مبشّر بامدادی نوین گرد هم آمده‌اند

دوستان عزیز و محبوب،

با هم بیندیشیم.  هر زمان که یک مربّی آسمانی در عالم ظاهر می‌شود، هیکل مقدّسی که تعالیمش برای قرون متمادی افکار و اعمال بشر را شکل خواهد داد، انتظار ما از چنان لحظۀ شگرف و تکان‌دهنده‌ چیست؟

ظهور هر یک از این مربّیان، بر طبق نصوص مقدّسۀ ادیان بزرگ عالم رویدادی است سرنوشت‌ساز که تمدّن بشری را به پیش می‌برد.  قوای محرّکۀ روحانی منبعث از هر یک از این ظهورات در طول تاریخ موجب اتّساع دایرۀ همکاری نوع انسان از خانواده به قبیله و سپس به دولت‌شهر، و ملّت شده است.  و هر یک از این مربّیان بزرگ وعده دادند که در میقات معیّن هیکل مقدّس دیگری ظاهر خواهد شد که ظهورش را باید انتظار داشت و نفوذش عالم را تقلیب و اصلاح خواهد کرد.  پس عجیب نیست که ظهور حضرت باب که اکنون دویستمین سالگرد میلادش را گرامی می‌داریم، چنان هیجان و تلاطم بی‌سابقه‌ای در زادگاه آن حضرت برانگیخت.  لحظهء ظهور آن حضرت مانند ظهور سایر هیاکل مقدّسه، موجد بروز سریع قوای روحانی قدرتمندی گردید، ولی صحنه‌ای برای تماشا به همراه نداشت.  بلکه مکالمه‌ای بود در پاسی از شب گذشته در منزل مسکونیِ ساده‌ای بین یک طالب حقیقت و میزبان عالیقدر جوان که طیّ آن، میزبان آشکارا بیان داشت که او مربّی آسمانی و همان موعودی است که مهمانش در جستجوی او بوده است.  میزبان خطاب به مهمان گفت:  "درست دقّت کنيد …چه اشکالی در این … تصوّر می‌کنيد" که "من شخص موعود … باشم؟"  این جوان حضرت باب بود که ما ظهورش را با شور و شعف گرامی می‌داریم، ظهوری که پس از گذشت هزار سال دیگربار عالم انسانی را به انوار هدایت الهی روشن ساخت.

آن لحظه منشأ تمام رویدادهایی بود که متعاقباً به وقوع پیوست.  آثار حضرت باب چون چشمه‌ای فیّاض از قلم مبارکش جاری شد و حقایق عمیقی را فاش ساخت، خرافات حاکم در زمان خویش را مردود نمود، مردمان را به درک اهمّیّت عصر جدید تشویق فرمود، ریاکاری رهبران‌شان را شدیداً مورد بازخواست قرار داد، و عالم انسانی را به معیاری والا از رفتار و کردار فراخواند.  در یکی از مهم‌ترین آثار مبارکش چنین اعلان فرمود:  "يا اهل ‌الارض لقد جائكم النّور من الله … لتهتدوا الى سبل السّلام و لتخرجوا من الظّلمات الى النّور باذن الله على هذا الصّراط الخالص ممدوداً…."  نفوذ حضرت باب با سرعتی فوق‌العاده گسترش یافت و از ماورای مرزهای ایران نیز گذر نمود.  ناظران از افزایش سریع تعداد پیروان آن حضرت و از شجاعت و جان‌فشانی بی‌نظیر آنان مبهوت و متحیّر گشتند.  زندگی حضرت باب، کوتاهیِ دوران حیات مبارک و واقعۀ مصیبت‌بار و دلخراشی که آن را خاتمه داد، نفوس کنجکاوی را بر آن داشت که به ایران سفر کنند و به جستجوی بیشتر پردازند، و الهام‌بخش ایجاد طیفی از آثار هنری در بزرگداشت آن حضرت گردید.

درخشندگی انوار حضرت باب وقتی جلوه‌ای فزون‌تر می‌یابد که تاریکی حاکم بر اجتماعی را که در آن ظهور فرمود در نظر آریم.  ایرانِ قرن نوزدهم از آن دوران با شکوهی که تمدّنش رشک جهانیان بود بسیار به دور بود.  حال جهل و نادانی غالب، تعصّبات جاهلانه متداول، و فسادی گسترده موجب شیوع بیشتر نابرابری و تبعیض بود.  دین که پایۀ رفاه و سعادت گذشتۀ ایران بود، عاری از روح نبّاضش گشته بود.  هر سال که می‌گذشت فقط بر میزان سرخوردگی و یأس تودۀ مردم ستمدیده می‌افزود.  ظلم تام حاکم بود.  در چنین زمانی حضرت باب چون رگبار بهار پدیدار شد تا عالم وجود را پاک و منزّه نماید، آداب و رسوم فرسودۀ عصری عنان‌گسیخته را ریشه‌کن کند، و غبار تیره از چشم بصیرتِ کسانی که اوهام و خرافات آنان را نابینا ساخته بزداید.  امّا حضرت باب مقصدی خاصّ داشتند.  مقصد آن حضرت این بود که نفوس را برای ظهور قریب الوقوع حضرت بهاءالله آماده نمایند، دومین ظهور الهی که مقدّر بود نور جدیدی بر عالم انسانی بتاباند.  این آماده‌سازی، مؤکّدترین موضوع مورد نظر آن حضرت بود.  به پیروان خود چنین امر فرمود:  "اذا اشرقت شمس البهآء عن افق البقآء انتم فاحضروا بين يدی العرش."

بنا بر این حضرت باب و سپس حضرت بهاءالله حتّی با شکوه و جلالی بیشتر، اجتماع و عصری غوطه‌ور در ظلمت را منوّر فرمودند.  این دو طلعت نورا مرحلۀ جدیدی را در تکامل اجتماعی آغاز کردند:  مرحلۀ اتّحاد تمامی خاندان بشری.  قوای روحانی که این هیاکل مقدّسه در عالم سریان دادند، حیاتی جدید در همۀ میادین مجهودات بشری دمید، نتایج آن در تقلیب و تحوّلی که از آن زمان تا به حال حاصل شده آشکار است.  تمدّن مادّی پیشرفتی بی‌اندازه نموده، توفیقات شگرفی در علوم و فنون حاصل شده، و ابواب خزائن دانشِ انباشتۀ بشری کاملاً مفتوح گشته است و اصول ارائه شده توسّط حضرت بهاءالله برای تعالی و پیشرفت اجتماع و پایان دادن به نظام‌های انحصارطلب و تسلّط‌گرا به نحوی گسترده مورد قبول واقع شده است.  تعالیم آن حضرت را ملاحظه نمایید، یگانگی نوع بشر، یا برابری زن و مرد، یا لزوم تعلیم و تربیت همگانی، و یا اینکه تحرّی حقیقت بر اساس عقل و منطق باید بر فرضیّات واهی و تعصّبات غلبه نماید.  بخش عمده‌ای از اهل عالم اینک با این ارزش‌های بنیادین موافقند.

در عین حال، بحث و جدل علیه این ارزش‌ها نیز که سابقاً در حاشیۀ افکار جدّی قرار داشت، اکنون در اجتماع افزایش یافته است و یادآور آنست که تحکیم آرمان‌ها، مستلزم تعهّدات روحانی‌ است.  چه که فرق است بین تصدیق اصولیِ یک مطلب با قبول آن از صمیم قلب، و حتّی مشکل‌تر از آن تغییر و اصلاح اجتماع است به نحوی که ابراز جمعی این ارزش‌ها کاملاً در آن منعکس باشد.  اینست هدف جوامعی که در سراسر جهان با الگویی مبتنی بر تعالیم حضرت بهاءالله، در حال شکل‌گیری است.  این جوامع می‌کوشند تا انوار آن تعالیم را بر آلام مزمنی که اجتماع را مبتلا ساخته معطوف سازند، و برنامه‌هایی عملی که متمرکز بر اصول روحانی است طرح‌ریزی نمایند.  اینها جوامعی هستند که تحت هر شرایطی مروّج و مدافع تعلیم و تربیت هم دختران و هم پسران‌اند؛ جوامعی که مروّج مفهوم وسیع عبادتند‌ که شامل انجام کار با روحیّۀ خدمت است؛ جوامعی که به جای منافع شخصی به آرمان‌ها و اهداف روحانی ناظرند که بمثابۀ چشمه‌های همیشه فیّاضِ انگیزه در جریان است؛ جوامعی که اراده برای تقلیب فردی و اجتماعی را ترویج می‌دهند.  این جوامع خواهان ایجاد پیشرفتی همگام در امور روحانی، اجتماعی و مادّی هستند.  مهم‌تر از همه، اینها جوامعی هستند که تعهّد به وحدت عالم انسانی در ضمیرشان مندمج است.  این جوامع تنوّع ارزشمندی را که جمیع اقوام نوع انسان نمایانگر آن است ارج می‌نهند در حالی که معتقدند که هویّت یک شخص به عنوان عضوی از اعضای نوع بشر بر سایر هویّت‌ها و ارتباطات تقدّم دارد.  آنها نیاز به یک آگاهی جهانیِ منبعث از توجّه مشترک به رفاه و سعادت بشر را تأیید نموده همۀ مردمان کرۀ ارض را برادران و خواهران روحانی می‌شمرند.  پیروان حضرت بهاءالله صرفاً به تعلّق خویش به چنین جوامعی اکتفا ننموده مستمرّاً از نفوس هم‌فکر دعوت می‌نمایند تا در یادگیریِ نحوۀ اجرای تعالیمش به آنان بپیوندند.

این نکته ما را به اصل مطلب‌ می‌رساند.  موضوع مورد بحث موضوع خطیری است که مستلزم صراحت و صداقت می‌باشد.  نهضت‌ها و اهداف شریف و قابل ستایش در عالم بسیار است که هر یک از دیدگاه خاصّ برخاسته و هر یک شایستگی خود را داراست.  آیا امر حضرت بهاءالله صرفاً یکی از این‌ نهضت‌ها است یا آنکه امری است جهان‌شمول و در بر گیرندۀ عالی‌ترین آرمان‌های تمامی نوع بشر؟  امری که مقرّر است سرچشمۀ عدالت و صلح پایدار، نه برای یک محل و یا یک ملّت بلکه برای همه جا و همه کس باشد، می‌بایست فیّاض و دارای قوّه‌ای ملکوتی باشد که آن را قادر سازد تا از همۀ محدودیّت‌ها فراتر رفته جمیع جوانب زندگی بشر را در بر گیرد.  نهایتاً باید از چنان نیرویی برخوردار باشد که قادر به تقلیب قلوب گردد.  لذا شایسته آنکه همانند مهمان حضرت باب با دقّت تأمّل نماییم.  آیا امر حضرت بهاءالله حائز همین خصوصیّات نیست؟

اگر تعالیم حضرت بهاءالله تعالیمی است که موجب ارتقای بشریّت به عالی‌ترین سطوح وحدت می‌گردد، پس انسان باید با روح و روان خویش جویای پاسخ صحیح گردد.  انبوه مردمی که مقام حضرت باب را شناختند به دلاوری و شجاعت دعوت شدند و پاسخ شکوهمند آنان به این دعوت ثبت تاریخ است.  شایسته آنکه هر نفسی که نسبت به اوضاع جهان و شرارت‌های مداومی که موجب مصائب فراوان و انحراف زندگی اهل عالم شده است بیدار و هوشیار گردیده، به ندای حضرت بهاءالله برای قیام به خدمت خالصانه و بی‌وقفه توجّه تام مبذول دارد:  این است مفهوم دلاوری و شجاعت در عصر حاضر.  چه اقدام دیگری به جز تلاش نفوس بیشماری که هر یک سعادت و آسایش نوع بشر را هدف اصلی و برتر زندگی خود قرار ‌دهند می‌تواند عالم را نجات دهد؟

[امضا:  بیت العدل اعظم]

 

صفحه‌ها