پیام ۱۸ ژانویه ۲۰۱۹

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

۱۸  ژانویه  ۲۰۱۹

دوستان عزیز و محبوب،

نیم ‌قرن پس از آنکه حضرت بهاءالله سلاطین و زمامداران عالم را به مصالحه و آشتی فراخواندند و آنان را مأمور تأسیس صلح عمومی نمودند، قدرت‌های بزرگ آن زمان به ورطۀ جنگ کشیده شدند.  این اوّلین منازعه‌ای بود که به عنوان "جنگ جهانی" شناخته ‌شد، جنگی عالم‌سوز با خشونتی مهیب، که میزان شقاوت و خونریزی بی‌سابقۀ آن داغی سوزناک بر ضمیر هر یک از نسل‌های بعد بر جای گذاشته است.  با این حال، در پی این ویرانی و رنج، امکاناتی برای برقراری نظمی جدید جهت ایجاد ثبات در عالم شکوفا شد به ویژه در جریان کنفرانس صلح پاریس که صد سال پیش در چنین روزی آغاز گردید.  طیّ سال‌های بعد و علیرغم بحران‌های مکرّری که امور بین‌المللی را در بر گرفت حضرت شوقی افندی فرمودند "می‌توان پیشرفت قوایی را، هرچند نامنظّم، مشاهده نمود که با روح عصر هماهنگی دارد." (ترجمه)  این نیروها مستمرّاً بشریّت را به سوی عصر صلح و آرامش سوق می‌دهد — نه فقط صلحی که منحصراً درگیری مسلّحانه را پایان می‌دهد، بلکه آن حیات جمعی که وحدت و یگانگی را به‌ منصّۀ ظهور می‌رساند — ولی البتّه برای حصول به این صلح سفری طولانی و پر نشیب و فراز در پیش است.  مقتضی دانستیم که در این برهه از زمان در مورد پیشرفت‌هایی که در این مسیر حاصل شده، چالش‌های کنونی در راه صلح، و کمکی که پیروان حضرت بهاءالله به انجام آن دعوت شده‌اند به تأمّل پردازیم.

در طیّ صد سال گذشته، حدّ اقلّ در سه فرصت تاریخی چنین به نظر می‌رسید که نوع بشر در حال دستیابی به صلحی واقعی و پایدار بود، گرچه هر دفعه به واسطۀ کاستی‌هایی که نتوانست بر آنها فائق آید از وصول به آن بازماند.  اوّلین فرصت که به دنبال کنفرانس پاریس پیش آمد تأسیس "جامعۀ ملل" بود، نهادی که بنیانگذارانش آن را به منظور حفظ صلح در سطح بین‌المللی تأسیس نمودند.  این نهاد وسیله‌ای بود که توسّط آن برای اوّلین بار در تاریخ، نظام امنیّت جمعی که حضرت بهاءالله زمامداران عالم را به برقراری آن مکلّف فرموده بودند "پيش‌بينی" و "با جدّیّت مطرح شده و مورد بحث و آزمايش" (ترجمه) قرار گرفت.  امّا در نهایت موافقت‌نامۀ صلح که به جنگ پایان داد اساساً معیوب و نارسا بود و جامعۀ ملل نتوانست از وقوع جنگ جهانی دوم جلوگیری نماید، جنگی که بنا به شهادت مورّخین مرگ‌بارترین منازعه در تاریخ جامعۀ بشری بوده است.  همانطور که اوّلین گام به سوی صلح به دنبال دورانی از نبرد و منازعۀ هولناک برداشته شد، گام دوم نیز همان مسیر را پیمود، از خاکستر جامعۀ ملل، نه تنها "سازمان ملل متّحد" تشکّل یافت بلکه سیستمی از مؤسّسات اقتصادی بین‌المللی به وجود آمد و پیشرفت‌های تاریخی مهمّی در زمینۀ حقوق بشر و قوانین بین‌المللی حاصل شد.  بسیاری از ممالک مستعمره یکی پس از دیگری به استقلال رسیدند و همکاری منطقه‌ای به نحو قابل توجّهی عمیق‌تر و گسترده‌تر شد.  امّا از جمله خصوصیّات دهه‌‌های بعد از جنگ وجود جوّی از تهدید و ارعاب و غالباً خصومت آشکار بین دو مجموعۀ قدرت جهانی بود.  آن جوّ که به جنگ سرد از آن یاد می‌شد در مناطق مختلف جهان به جنگ‌های واقعی تبدیل شد و بشریّت را به ‌نحو خطرناکی به یک درگیری با استفاده از سلاح‌های اتمی نزدیک نمود.  پایان صلح‌آمیز این دوران در اواخر قرن بیستم فرصتی برای آرامش بود و صراحتاً به اعلان نیاز به تأسیس یک نظم جدید جهانی منجر شد.  این سوّمین فرصتی بود که دسترسی به صلح عمومی امکان‌پذیر به نظر می‌رسید.  با برگزاری یک سلسله کنفرانس‌های جهانی توسّط سازمان ملل متّحد در بارۀ مسائلی مهم برای آیندۀ بشریّت، تلاش برای ایجاد سیستم‌های جدید همکاری‌ بین‌المللی و تقویت سیستم‌های موجود شتابی عظیم گرفت.  امکانات جدیدی برای توافق نظر پدید آمد و روحیّۀ همکاری که محرّک پیشرفت بود در اختیاراتی که به بعضی مؤسّسات بین‌المللی مأمور به اجرای عدالت محوّل شده بود نیز دیده می‌شد.  این فرایند هدفمند و سنجیده، در پایان آن قرن با تشکیل "اجلاس هزاره"، مجمعی از نمایندگان بیش از هزار سازمان جامعۀ مدنی از بیش از صد کشور جهان، و به دنبال آن در "مجمع سران به مناسبت هزاره"، که در نوع خود گردهمآیی بی‌نظیری از رهبران جهان بود به اوج خود رسید و منتهی به توافق بر سر یک سلسله اهدافی گشت که نمایانگر خواست‌های مشترک بشریّت بود.  "اهداف توسعۀ هزاره"، زمینۀ توافق برای اقدام جمعی در سال‌های بعد گردید.  این پیشرفت‌های مختلف — با وجود محدودیّت‌ها و نواقص فراوان‌ و منازعات هولناکی که باز در این دوره بروز می‌نمود — نشانه‌هایی از گسترش تدریجی و تزلزل‌ناپذیر آگاهی ساکنین کرۀ ارض و گرایش آنان به عدالت عمومی، به همبستگی و همکاری، و به شفقت و تساوی است.

با آغاز قرن حاضر چالش‌های جدیدی پدیدار شد که با گذشت زمان شدّت یافت و منجر به عقب‌نشینی از گام‌های نوید‌‌بخش پایان قرن گذشته گردید.  امروز بسیاری از جریانات غالب در اجتماع، در همه جا، مردم را به‌ جای آنکه به ‌سوی همبستگی بکشاند از هم دور می‌سازد.  اگرچه فقر مفرط در سطح جهانی کاهش یافته است ولی نظام‌های سیاسی و اقتصادی جمع بسیار محدودی را قادر ساخته که ثروت‌ کلان و نامعقولی بدست آورند، شرایطی که بی‌ثباتی بنیادین در امور جهان را تشدید می‌نماید.  تعاملات بین شهروندان، نهادهای حکومتی و اجتماع اغلب دستخوش پریشانی است چون هر کدام برای برتری بر دیگری در افکار خود اصرار ورزیده، انعطاف‌ناپذیری نشان می‌دهند.  بنیادگرایی مذهبی ماهیّت جوامع و حتّی ملل را منحرف می‌نماید.  قابل درک است که مشکلات بسیاری از سازمان‌ها و مؤسّسات اجتماعی طبیعتاً منجر به کاهش اعتماد عمومی شده است ولی این وضع به نحوی سیستماتیک مورد سوء استفادۀ کسانی قرار گرفته که برای حفظ منافع خود در صدد بی‌اعتبارسازی همۀ منابع علم و دانش بشر می‌باشند.  بعضی از اصول اخلاقی مشترک که در آغاز این قرن غالب به‌ نظر می‌رسید در حال فرسایش ‌است و توافق نظر رایج در مورد صواب و خطا را که در زمینه‌های مختلف موفّق به مهار کردن پست‌ترین تمایلات بشری شده بود، مورد تهدید قرار داده است.  همچنین ارادۀ مبادرت به اقدامات جمعی بین‌المللی که بیست سال پیش شدیداً نمایانگر رشته‌ای از تفکّرات رهبران جهان بود با طغیان مجدّد نیروهای نژادپرستی، ملّیّت‌گرایی و جناح‌گرایی مورد حمله قرار گرفته و مرعوب گشته است.

بدین ترتیب است که نیروهای مخرّب مجدّداً متشکّل گشته نفوذ می‌یابند.  وحدت عالم انسانی را هیچ نیروی بشری قادر به توقّف نیست، وعود پیامبران پیشین و شارع این امر الهی شاهد این حقیقت است.  ‌امّا مسیری که عالم انسانی برای نیل به سرنوشت خود در پیش می‌گیرد ممکن است بسیار پر پیچ و خم باشد.  آشوبی که از سوی مردمان ستیزه‌جوی عالم برپا گشته می‌تواند ندای نفوس خیراندیشی را که در هر اجتماع خواهان پایان اختلاف و منازعه هستند تحت الشّعاع قرار دهد.  مادام که این ندا بی‌توجّه ماند، اختلال و سردرگمی عالم بی‌تردید وخیم‌تر خواهد شد — شاید با پیامدهایی مصیبت‌بار — تا آنکه بشریّت متنبّه شده و تشخیص دهد که باید قدم مهمّ دیگری به سوی صلحِ پایدار بردارد، باشد که این بار آن قدم قاطعانه واقع گردد.

*

صلح جهانی سرمنزلی است که عالم انسانی طیّ قرون و اعصار تحت تأثیر کلمۀ الهی که از سوی خالق متعال مستمرّاً به خلقش اعطا گردیده به‌ سوی آن در حرکت بوده است.  حضرت شوقی افندی پیشروی بشریّت به سوی یک مرحلۀ جهانی جدید در حیات جمعی‌ را به عنوان سیر تکامل اجتماعی توصیف فرموده‌اند "تکاملی که مراحل اوّلیّه‌اش با تولّد حیات خانواده شروع شد و متعاقباً به اتّحاد قبيله و بعد به تأسیس دولت‌شهری و سپس به نظام حکومت کشورهای مستقلّ ارتقا جست." (ترجمه)  اکنون با ظهور حضرت بهاءالله، نوع بشر در آستانۀ بلوغ قرار دارد.  وحدت عالم سرانجام امکان‌پذیر گردیده است.  نظمی جهانی که با توافق نوع بشر ملل عالم را متّحد سازد تنها پاسخ کافی و وافی به قوای بی‌ثبات‌کننده‌ای است که جهان را تهدید می‌نماید.

هرچند اتّحاد جهانی امکان‌پذیر و بلکه اجتناب‌ناپذیر می‌باشد ولی در نهایت نمی‌تواند بدون پذیرش بی ‌قید و شرط وحدت عالم انسانی که به توصیف حضرت ولیّ محبوب امر الله "محور جمیع تعالیم حضرت بهاءالله" (ترجمه) است تحقّق یابد.  براستی با چه بینش و فصاحتی آن حضرت مفاهیم فراگیر این اصل مهم را تشریح نموده‌اند.  در میان آشفتگی امور جهان، به وضوح مشاهده فرمودند که سرآغاز نظم جدید همانا درک واقعیّت یگانگی نوع بشر است.  روابط گوناگون بین ملل و در درون ملل، همه باید در پرتو این اصل مورد بازنگری قرار گیرد.

تحقّق چنین دیدگاهی دیر یا زود مستلزم یک اقدام برجستۀ تاریخی از جانب رهبران جهان در امور زمامداری است.  افسوس که ارادۀ چنین اقدامی هنوز موجود نیست.  بشریّت در چنگ یک بحران هویّت گرفتار است و مردمان و گروه‌های متعدّد در تعریف هویّت خود و جایگاه‌شان و نحوۀ عمل خویش در کشمکش می‌باشند و بدون دیدگاهی در بارۀ یک هویّت مشترک و مقصدی همگانی، در دام رقابت ایدیولوژی‌ها و منازعات برای کسب قدرت گرفتار می‌گردند.  تعبیرات به ظاهر بی‌شماری از "ما" و "آنان" هویّت‌ گروه‌ها را بیش از پیش محدود و در تضادّ با یکدیگر تعریف می‌کند.  این گونه تقسیم‌بندیِ گروه‌ها با علایق ناهمگون به مرور زمان انسجام اجتماع را به تحلیل برده است.  مفاهیم رقابت‌آمیز در مورد برتری یک گروه خاصّ، مانع از شناخت این حقیقت می‌گردد که بشریّت در مسیر مشترکی پیش می‌رود که در آن همه همکارند.  ملاحظه نمایید که بین چنین مفهوم از‌هم‌‌گسیخته‌ای از هویّت انسانی و اصل وحدت عالم انسانی چه تفاوتی اساسی وجود دارد.  در این چشم‌انداز، کثرت که از خصوصیّات خانوادۀ بشری است بدون آنکه یگانگی آن را نفی نماید موجب غنای آن می‌گردد.  وحدت از نظر آیین بهائی در بر دارندۀ مفهومِ لازمۀ تنوّع و کثرت است که آن را از هم‌شکلی و یک‌نواختی متمایز می‌سازد.  با محبّت نسبت به همۀ مردمان و با ترجیح دادن مصالح عمومی بر وفاداری‌های محدودتر است که وحدت عالم انسانی و جلوه‌های بیشمار تنوّع نوع بشر به بهترین وجهی تحقّق می‌پذیرد.

ترویج وحدت از طریق تلفیق و هماهنگ نمودن عناصر متفاوت و القای محبّت خالصانه در قلوب نسبت به نوع بشر وظیفۀ دین است.  امکانات فراوانی برای ایجاد الفت و وفاق به روی رهبران مذهبی عالم باز است ولی همین رهبران نیز می‌توانند با استفاده از نفوذشان سبب برانگیختن خشونت و برافروختن آتش افراط‌گری و تعصّب گردند.  در مورد دین، بیانات حضرت بهاءالله انذاری قاطعانه است:  "آن را علّت اختلاف و نفاق مکنید."  ایضاً می‌فرمایند که صلح برای "راحت من فی البلاد از اصول و احکام الهی" است.

دیدن مشقّاتی که بسیاری از مردمان در اثر عدم اتّحاد متحمّل می‌شوند قلبی که مملوّ از محبّت نوع انسان باشد را قطعاً بسیار به درد خواهد آورد.  ولکن احبّای الهی نمی‌توانند خود را از آشوب‌های روزافزون اجتماعی که آنان را احاطه نموده دور نگهدارند و در عین حال باید مواظب باشند تا مبادا درگیر اختلافات رایج در اجتماع گردند و یا در ورطۀ روش‌های خصومت‌آمیز آن افتند.  گرچه ممکن است در زمانی شرایط جان‌فرسا به نظر آید و یا چشم‌اندازِ نزدیک برای ایجاد وحدت تاریک باشد ولی دلیلی برای ناامیدی نیست.  وضع پریشان دنیا فقط باید باعث افزایش تعهّد ما در پیگیری مجهودات سازنده گردد.  حضرت بهاءالله انذار می‌فرمایند:  "مردمان را بیماری فراگرفته بکوشید تا آنها را به آن درمان که ساختهٴ دست توانای پزشک یزدان است رهایی دهید."

*

پیام ٩ نوامبر ٢٠١٨

Persian (فارسی)

 

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

٩  نوامبر  ٢٠١٨

دوستان عزیز و محبوب،

در حالی ‌که فرایند تخریب نظم مختل و نارسای عالم در همۀ نقاط کرۀ ارض شدّت و حدّت می‌یابد و سبب یأس، آشفتگی، خصومت و ناامنی می‌گردد، احبّای الهی که در همه جا با صبر و فداکاری برای بنای نظمی نوین که جایگزین آن گردد تلاش می‌کنند، باید قلوب‌شان مطمئن، دیدگاه‌شان روشن و اقدام‌شان استوار باشد.  هدایات حضرت بهاءالله شالودۀ نظمی است که شما بنا می‌کنید.  دستور مبارکش واضح و روشن است چنانکه می‌فرمایند "یسأل الخادم همّةً من کلّ ذی همّة لیقوم علی اصلاح البلاد و احیآء الأموات بمآء الحکمة و البیان حبّاً للّه الفرد الواحد العزیز المنّان."  آن طبیب الهی علاج را تعیین فرمود "حقّ شاهد و ذرّات کائنات گواه که آنچه سبب علوّ و سموّ و تربیت و حفظ و تهذیب اهل ارض است ذکر نمودیم و از قلم اعلی در زبر و الواح نازل."  و به قلوب مؤمنین اطمینان می‌بخشد که "اصلاح عالم از اعمال طیّبهٴ طاهره و اخلاق راضیهٴ مرضیّه بوده."

در دوران قیادت حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی افندی اوّلین جامعه‌ای که از نظر تعداد ‌توانست با به اجرا گذاشتن تعالیم حضرت بهاءالله به نحوی سیستماتیک پیشرفت مادّی و معنوی را متّحد نماید جامعۀ مؤمنین مهد امر الله بود.  استمرار هدایات از ارض اقدس بهائیان ایران را قادر ساخت که تنها طیّ یک یا دو نسل گام‌های عظیمی برداشته سهمی برجسته در پیشرفت ملّت‌شان داشته باشند.  لذا شبکه‌‌ای از مدارس برای تعلیم و تربیت اخلاقی و علمی که مشمول دختران نیز می‌شد شکوفا گردید.  بیسوادی عملاً از جامعۀ بهائی ریشه‌کن شد و مشروعات خیرخواهانه تأسیس گردید.  تعصّبات میان گروه‌های قومی و مذهبی که در اجتماع بزرگ شعله‌ور بود در آغوش پرمهر جامعه خاموش گشت.  روستاها از نظر نظافت، نظم و پیشرفت شهرت یافتند.  و مؤمنین آن سرزمین نقش مهمّی در بنای اوّلین مشرق‌الاذکار و ملحقات آن در سرزمین مجاورشان داشتند تا "عاجزان را آسايش بخشد، فقرا را دست‌گير شود، مسافران را مأوی دهد، غم‌زدگان را تسلّی عطا کند و نادانان را تربيت نمايد."  مجهوداتی از این قبیل به مرور زمان با ابتکارات متفرّقۀ جوامع بهائی در نقاط مختلف عالم افزایش یافت.  امّا همانطور که حضرت شوقی افندی فرموده بودند تعداد احبّا هنوز بسیار قلیل بود که بتواند تغییر قابل توجّهی در اجتماع بزرگ ایجاد نماید و در طیّ بیش از نیم قرن اوّل عصر تکوین احبّا تشویق می‌شدند که قوای خود را در تبلیغ امر الهی متمرکز سازند، زیرا این وظیفه‌ای بود که فقط بهائیان قادر به انجامش بودند — در واقع اوّلین وظیفۀ روحانی آنان بود — و آنها را برای زمانی آماده می‌ساخت که بتوانند به نحو مستقیم‌تری توجّه را به مشکلات عالم انسانی معطوف دارند.

سی و پنج سال پیش، اوضاع در داخل و خارج از جامعۀ بهائی مجموعاً امکانات تازه‌ای را برای مشارکت بیشتری در حیات اجتماع فراهم آورد.  امر مبارک به مرحله‌ای از پیشرفت رسیده بود که لازم گردید فرایندهای توسعۀ اجتماعی و اقتصادی به صورت فعّالیّت‌های منظّم جامعه درآید و در اکتبر ۱۹۸٣ از بهائیان جهان دعوت نمودیم که به این میدان جدید فعّالیّت وارد شوند.  به منظور مساعدت به ما در پیشبرد و هماهنگی فعّالیّت‌های احبّا در سراسر جهان، دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی در مرکز جهانی بهائی تأسیس شد.  در آن زمان، فعّالیّت‌های جامعۀ بهائی در زمینۀ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی، در هر سطحی از پیشرفت، حدود چند صد فعّالیّت بیش نبود.  امروز این رقم به ده‌ها هزار رسیده است که صد‌ها طرح پایدار مانند مدارس و ده‌ها سازمان توسعه را شامل می‌گردد.  دامنۀ وسیع فعّالیّت‌های کنونی از روستاها و محلّه‌ها تا مناطق و کشورها را در بر می‌گیرد و مجموعه‌ای از چالش‌ها از جمله آموزش و پرورش از کودکستان تا دانشگاه، سوادآموزی، بهداشت، محیط زیست، حمایت از پناهندگان، پیشرفت زنان، تواندهی به نوجوانان، رفع تعصّبات نژادی، کشاورزی، اقتصاد محلّی و توسعۀ روستایی را شامل می‌شود.  بر اثر تسریع فرایند ترویج و تحکیم به خصوص در محدوده‌های جغرافیایی پیشرفته، قوّۀ اجتماع‌سازی امر حضرت بهاءالله به نحوی سیستماتیک و منظّم‌تر در حیات جمعی احبّا جلوه‌گر شده است.  بعلاوه، البتّه مؤمنین بیشماری از طریق مجهودات حرفه‌ای و داوطلبانۀ خویش، نیرو و بینش خود را صرف طرح‌ها و سازمان‌هایی می‌کنند که برای خیر عموم تأسیس شده است.

بدین ترتیب بار دیگر نیروهایی در داخل و خارج از امر مبارک ظهور مرحلۀ جدیدی را در کار توسعۀ اجتماعی و اقتصادی در عالم بهائی ممکن ساخته است.  لذا در این ایّام مبارک جشن‌های میلاد دو مظهر ظهور الهی با نهایت خوشوقتی اعلام می‌داریم که دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی اکنون به صورت مؤسّسۀ جهان‌شمول جدیدی مستقرّ در مرکز جهانی تحت عنوان سازمان توسعۀ بین‌المللی بهائی شکوفا می‌گردد.  بعلاوه، یک صندوق توسعۀ بهائی تأسیس خواهد شد که این سازمان جدید از آن برای کمک به فعّالیّت‌های توسعه در سراسر جهان، اعمّ از طرح‌های درازمدّت و یا جدید، استفاده خواهد کرد.  این صندوق توسّط بیت العدل اعظم حمایت خواهد شد و افراد و مؤسّسات می‌توانند به آن تبرّع نمایند.

یک هیئت‌مدیرۀ پنج‌نفره منصوب خواهد شد که در مقام هیئتی مشورتی به منظور پیشبرد و هماهنگی مجهودات جامعۀ جهانی در زمینۀ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی انجام وظیفه خواهد نمود.  دورۀ خدمت این هیئت‌مدیره پنج سال خواهد بود که از یوم میثاق آغاز می‌گردد.  به منظور هماهنگی و انسجام فعّالیّت‌های‌ توسعه با مجهودات متعدّد عالم بهائی، این هیئت که در قلب روحانی و اداری امر مبارک خدمت می‌کند با بیت العدل اعظم و دارالتّبلیغ بین‌المللی مشورت خواهد کرد.  این مؤسّسۀ جدید با عهده‌دار شدن وظایف و اموری که قبلاً توسّط دفتر توسعۀ اجتماعی و اقتصادی انجام می‌شد کار خود را آغاز خواهد کرد و به تدریج قابلیّت آن افزایش یافته این وظایف را در مقیاسی وسیع و در سطوحی بالاتر و پیشرفته‌تر انجام خواهد داد و با تقویت مساعی افراد، جوامع، و مؤسّسات بهائی در سراسر جهان، دامنۀ اقدامات آنها را گسترش داده تحکیم می‌بخشد.  از جمله با ایجاد نهادهای جدید و پیدایش سازمان‌های توسعۀ پیشرفته، این مؤسّسه به تقویت قابلیّت تشکیلاتی توسعۀ اجتماعی و اقتصادی در جوامع ملّی کمک خواهد کرد و رویکردهای توسعه و روش‌هایی را که در این راستا مؤثّر واقع شده در مقیاسی بین‌المللی ترویج خواهد داد.  این مؤسّسه راجع به آخرین یافته‌ها در زمینۀ توسعه، مطّلع خواهد ماند و کاربرد آنها را در تطبیق با اصول روحانی با کمک بهائیان کارآزموده در زمینه‌های مربوطه بررسی خواهد نمود.  در سراسر قارّات عالم شبکه‌هایی از افراد کاردان و مؤسّساتی با تمهیداتی که برای انجام خطوط عمل گوناگونش مورد نیاز است تشکیل خواهد داد.  مهم‌تر آنکه مانند دفتر سابق توسعۀ اجتماعی و اقتصادی، هدف اوّلیّۀ این سازمان تسهیل یادگیری در بارۀ توسعه از طریق ترویج و حمایتِ عمل، تأمّل در عمل، مطالعه، مشورت، جمع‌آوری و سیستماتیک کردن تجربه، مفهوم‌‌سازی، و آموزش است که همه با توجّه به تعالیم امر مبارک انجام می‌شود.

حضرت شوقی افندی ایجاد ابنیه و تأسیس مؤسّسات بین‌المللی اداری، علمی و اجتماعی را بر روی قوس کوه کرمل که بقاع متبرّکۀ عائلۀ مبارکه را احاطه می‌نماید پیش‌بینی فرموده‌اند که در ظلّ اشراف امر حضرت بهاءالله اتّساع می‌یابد.  این مؤسّسۀ جدیدِ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی بر حسب نیازهای عالم انسانی و تحت هدایات بیت العدل اعظم در طیّ دهه‌ها و قرن‌های آینده رشد و تکامل خواهد یافت تا آنکه مدنیّت مادّی و معنویِ مورد نظر حضرت بهاءالله در عالم امکان، به منصّۀ ظهور آید.

البتّه نهایتاً کار توسعۀ ‌اجتماعی و اقتصادی در همۀ نقاط عالم در دست احبّا قرار دارد.  به منظور بهره‌گیری کامل از فرصت‌هایی که پیش می‌آید تنها کافی است برای کسب بینش و تشویق به مثل اعلای تعالیم بهائی ناظر باشیم و به کلام مبارکش توجّه نماییم که می‌فرمایند "در کلّ احیان به جهت سعادت بشریّه اساس جدیدی تأسیس و صنع بدیعی ایجاد و ترویج نماییم.  چه‌ قدر انسان شریف و عزیز است اگر به آنچه باید و شاید قیام نماید و چه ‌قدر رذیل و ذلیل است اگر از منفعت جمهور چشم پوشیده در فکر منافع ذاتیّه و اغراض شخصیّۀ خود عمر گرانمایه را بگذراند.  اعظم سعادت سعادت انسانیّه و اوست مدرک حقایق آیات آفاقیّه و انفسیّه اگر سمند همّت بی‌همتا را در میدان عدل و تمدّن جولان دهد."

[امضا:  بیت العدل اعظم]

 

 

پیام ۲۶ نوامبر ۲۰۱۸

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

۲۶  نوامبر  ۲۰۱۸

دوستان عزیز و محبوب،

در این برهۀ خاصّ، از یوم میثاق تا برگزاری مراسم سالگرد صعود حضرت عبدالبهاء، قلب هر مؤمن به یاد آن وجود بی‌همتا در اهتزاز است:  سرّ الله، مرکز عهد اقوم جمال قدم، سرچشمۀ وحدت عالم انسانی، مثل اعلای کلّیّۀ صفات و فضایل بهائی، و غصن اعظم الهی که جمیع در زیر سایه‌اش مأمن می‌یابند.  امید وطید چنان است که شما عزیزان در اجرای نوایای آن حضرت طبق الواح مبارکۀ وصایا و نقشۀ ملکوتی، مشمول محبّت لانهایه و حمایت مشفقانه‌اش گشته قوّت و اطمینان یابید.  در شب صعود، در بیت مبارک و در اطاق مقدّسی که در آن روح پرفتوحش این عالم فانی را ترک نمود تا به ربّ محبوب خویش بپیوندد، این جمع بر وفاداری شما در پاسخ به ندای او شهادت خواهیم داد.  مجهودات خستگی‌ناپذیر شما برای ایجاد پناهگاهی برای اهل عالم در این دوران که بی‌عدالتی و مصیبت رو به ازدیاد است گواه این وفاداری است.

تنها سه سال به صدمین سال صعود مولای حنون باقی مانده تا بهائیان در سراسر عالم گرد هم آمده مسافتی را که در اوّلین قرن عصر تکوین طیّ نموده‌اند به یاد آرند.  امید آنکه عزیزانش، فرداً و جمعاً، به تدریج و روز به روز، متزایداً تجسّم بارز نصایح مبارک گردند:  در امر مبارک متّحد و بر میثاق راسخ و استوار باشند؛ از تهمت و افترا احتراز جویند و هرگز به مذمّت دیگران لب نگشایند؛ بیگانه نبینند بلکه همه را اعضای یک خاندان شمرند؛ نظرات مختلف و آرای متضاد را کنار گذارند و در طلب مقصدی واحد و هدفی مشترک کوشند؛ حبّ جمال مبارک چنان بر جمیع اعضا، اجزا و ارکان‌شان مستولی گردد که اثری از القائات عالم بشری باقی نماند؛ در تبلیغ امر الله به دل و جان و در نهایت اتّحاد و اتّفاق قیام نمایند؛ صفاصف به پیش روند، متّحداً متّفقاً معین و ظهیر یکدیگر شوند؛ به حسن اخلاق، استقامت، قدرت و صلابت مزیّن گردند؛ قدر این آیین نازنین را بدانند، به موجب تعالیم آن حرکت و سلوک نمایند، سبیل مستقیم بپیمایند و آن را به مردمان بنمایند.

در حقّ فرد فرد شما دعا می‌کنیم که به تحقّق والاترین منویّات مولای محبوب توفیق یابید.

[امضا:  بیت العدل اعظم]

پیام ۲ آبان ۱۳۹۷

Persian (فارسی)

۹  شهرالعلم  ۱۷۵
۲  آبان  ۱۳۹۷

سالکان سبیل ایمان و پیروان حضرت یزدان در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

نظم دنیا مختل و تشنّجات شدیدۀ عدیده ارکان عالم انسانی را متزلزل ساخته است.  شرایط روز به روز به وخامت بیشتر می‌گراید، پریشانی و وحشت عالمیان را فراگرفته و آلام و مشکلات قاطبۀ مردم به مراتب افزایش یافته است.  نیروهای مخرّب مادّی‌گرایی بر شرق و غرب غلبه کرده، از طرفی مردابی از بی‌عدالتی و تبعیض به وجود آورده که بال و پر جامعۀ بشری را آلوده و از توان انداخته است و از طرف دیگر، روح انسانی را که برای عروج به عوالم ربّانی خلق شده در چنگال ظلمت خودکامگی و طمع اسیر و از فیض نور سراج دین حقیقی محروم ساخته است.  معضلات و مسائل جهان که در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و محیط زیست به وضوح مشهود است، آیندۀ بشر را در معرض مخاطر‌اتی جدّی و گریزناپذیر قرار می‌دهد، ولی سران ارض هنوز به علل اصلی آن پی‌نبرده‌اند، از چاره‌اش عاجزند و از عواقبش هراسان.  اوضاع عالم یادآور این بیان مبارک حضرت عبدالبهاء است که می‌فرمایند "روز به روز هرج و مرج در دنیا در ازدیاد است عاقبت به درجه‌ئی رسد که بنیهٴ انسانی را تحمّل نماند آن وقت انتباه رخ دهد."  احبّای ایران که از بدو طلوع صبح هدایت در آن اقلیم مبارک به ردای ایمان مزیّن بوده‌اند البتّه به نصایح و انذارات صریحۀ جمال قدم واقفند، بینش ملهم از تعالیم آن حضرت را کسب نموده‌اند، هم از دلایل عمیق این بحران‌ها مطّلعند و هم با هدایات حضرتش آشنا.

از جمله بزرگ‌ترین مشاکلی که گریبانگیر جمع کثیری از مردم جهان گردیده وضع نابسامان اقتصادی است.  فقدان ضوابط لازم برای تضمین رعایت عدل و انصاف در توزیع منصفانۀ ثروت به اشاعۀ بی‌کاری و فقر منجر گشته، به حدّی که حتّی تأمین مایحتاج ضروری و روزمرّۀ زندگانی را برای قشر بزرگی از مردم دنیا دشوار ساخته است.  عواقب شکاف عمیق بین فقیر و غنی، چه در درون کشورها و چه در بین ملل، قابل وصف نیست.  در این میان، شما بندگان دیرین و باوفای جمال مبین علاوه بر اینکه مانند همگان پیامدها و سختی‌های ناشی از وضعیّت بی‌ثبات کنونی جهان را متحمّلید، در طیّ سالیان متمادی در معرض تضییقات بی‌‌امان و مظالم فراوان نیز بوده‌اید.  این تضییقات و مظالم به منظور تضعیف جامعۀ بهائیان ایران و از جمله فرسودن بنیۀ اقتصادی آن به صورتی منظّم و برنامه‌ریزی شده‌ اعمال گشته و می‌گردد.

حدود یک سال پس از دستگیری و مسجونیّت اعضای محترم هیئت سابق یاران، در پیام مورّخ ۷ شهرالنّور ۱۶۶ بدیع خطاب به احبّای عزیز جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران یادآور شدیم که مراقبت از افراد و خانواده‌هایی که علیرغم تلاش شرافت‌مندانۀ خود به حمایت مالی احتیاج دارند از جمله وظایف مقدّس و ضروری اهل بهاء است و از آن برگزیدگان جمال کبریا خواستیم که در این راه معاضد و مساعد یکدیگر باشند.  آنچه در طیّ سالیان بعد، جامعۀ بهائی ایران در پاسخ به این ندا به منصّۀ ظهور رسانده حقیقتاً محیّر العقول است.  علیرغم فقدان مؤسّسات بهائی و با وجود بی‌عدالتی‌های بی‌شمار و محدودیّت امکانات، افراد و جامعه توانستند با پشتکار و فداکاری و با عشقی خلل‌ناپذیر‌ و خلّاقیّتی بی‌نظیر برای رفع احتیاجات مبرم و اعانت یکدیگر بیش از پیش قیام نمایند.  با تمسّک به حکم مشورت که راهگشای جوامع بشری و حلّال مشکلات عدیده است و با تأمّل و تعمّق در رویکردهای مختلف آن، شما بندگان آستان کبریا به تقویت فرهنگ حمایت متقابل در جامعه کمر بستید و تا حدّ امکان در کمک به رفع مشکلات شغلی، نگهداری از سالمندان و رسیدگی به ملهوفین از یک سو و فراهم کردن تسهیلات مختلف برای کارآموزی، اشتغال، تشکیل خانواده و ادامۀ تحصیلات عالیۀ جوانان از سوی دیگر کوشا گشتید.  آنچه سبب شعف و تمجید بیش از پیش این مشتاقان گشته آن است که حتّی در این شرایط دشوار به امور جامعۀ خود اکتفا ننموده،‌ در مواردی متعدّد و از طرقی متفاوت، با همّتی والا و قلبی پاک و نیّتی خالص حتّی ‌المقدور به یاری همسایگان و سایر هموطنان نیازمند خود نیز برخاستید و با اقدامات خویش مصداق بیان مبارک حضرت بهاءالله در لوح حکمت گشتید که می‌فرمایند "لا تقتصروا الأمور علی منافعكم الشّخصيّة."  البتّه تحمّل مشکلات و صدمات وارده بسیار صعب است و در مواردی حتّی طاقت‌فرسا، ولی از دستآوردهای درخشان جامعۀ بهائی ایران در این سالیان می‌توان از همبستگی عمیق‌تر پیروان جمال قدم، همراهی بیشتر با یکدیگر و بروز ابعاد جدیدی از تعاون اجتماعی و شکوفایی ابتکارِ عمل نام برد.  این جمع اطمینان دارد که آیندگان با اعجاب و تحسین به اقدامات و تجربیّات شما در این دوران خواهند نگریست.

دوستان عزیز، رسالت مقدّسی که جمال اقدس ابهی بر دوش اعضای جامعۀ ممتحن شما گذارده‌اند البتّه به همبستگی جامعه و معاضدت و مساعدت اقتصادی محدود نمی‌گردد.  در این ایّام که یأس و ترس، عالمیان را از شش جهت احاطه نموده و سبب قطع امید بخصوص در بین نسل جوان گشته، الحمد لله شما عزیزان مظهر دلگرمی و اطمینان برای اهل امکانید و در حلقۀ هموطنان و اطرافیان خود چون چراغی تابان، آیت مهر و الفتید و در هر جمعی نماد تحمّل و حسن نیّت، با الهام از تعالیم جمال قدم در گفتمان‌های سازندۀ اجتماعی مشارکت می‌نمایید و هموطنان خویش را یاری می‌دهید تا به بینشی فراسوی مشکلات کنونی نائل آیند، به پرورش قابلیّت و استعداد‌های لازم برای پیشبرد مادّی و معنوی اجتماع خود بپردازند، و با اطمینان و امیدواری در ساختن جامعه‌ای پویا و مترقّی گام بردارند.

البتّه ادای چنین رسالتی ممکن نیست مگر به قوّۀ محبّت ‌الله و ایمان راسخ به تحقّق نوایای الهی در خصوص آیندۀ درخشان ایران و ایرانیان.  شمع ضعیف را بادی خاموش نماید ولی شعلۀ عشق و ایمانی را که در قلوب آن عزیزان مشتعل است تندباد تضییقات سبب اشتعال بیشتر گردد و نور و حرارت شدیدتر.  الحمد لله موفّق به عبودیّت آستان مقدّسش گشته‌اید و قدم در جای اقدام اسلاف قهرمان خویش می‌گذارید ولی ملاحظه نمایید که در سنوات اوّلیّۀ امر مبارک آن سالکان سبیل الهی چه بسا موفّق به مشاهدۀ تأثیرات و نتایج فداکاری‌های خود با دیدۀ عنصری نگشتند امّا شما امروز شاهد تقلیب جمعی در مملکت خویش می‌باشید و رفع شبهات و سوء تفاهمات تاریخی را در مورد امر مبارک در بین بسیاری از هموطنان خود به وضوح و به رأی ‌العین مشاهده می‌نمایید.

پس ای یاران حضرت رحمان، در این ایّام پرافتتان این فرمودۀ مولای مهربان را به صفحۀ دل و جان بسپارید که می‌فرمایند "هر که به ملکوت اللّه پیوست در صون حمایت حضرت بهاءالله است حوادث عالم مادّی چه خوب چه بد مثل امواج دریاست در مرور است بقایی ندارد و سزاوار اهمّیّت نه … اهل ملکوت سرورشان از فیوضات الهیّه است و امیدشان به فضل نامتناهی الهی.  به فیض ملکوت خوشنودند و به الطاف ربّ الجنود مشعوف و مسرور در آتش بلا و مصائب تر و تازه‌اند و در طوفان مشقّت و حوادث راحت و در نهایت آسایش زیرا تکیه به کوهی عظیم دارند و آرامگاه در کشتی از زبر حدید."

این مشتاقان هر بار که به اعتاب مقدّسۀ علیا مشرّف می‌شوند برای آن باسلان برازندۀ میدان استقامت و وفا از حضرت کبریا با نهایت تضرّع استدعا می‌نمایند که تأییدات و امداداتش هر دم شامل فرد فرد شما عزیزان گردد تا در امور زندگی و در تحقّق بخشیدن به اهداف روحانی خویش بیش از پیش موفّق و مؤیّد گردید.

[امضا:  بیت‌ العدل اعظم]
 

پیام خطاب به احبّای مجتمع در نورت دل کائوکا، کلمبیا

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به احبّای مجتمع در نورت دل کائوکا، کلمبیا به مناسبت افتتاح مشرق‌الأذکار (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

۲۲  ژوئیه  ۲۰۱۸

دوستان عزیز و محبوب،

در این برهۀ تاریخی که ابواب اوّلین مشرق‌الأذکار در کشور کلمبیا به روی همگان گشوده می‌شود، با قلبی سرشار از سرور به شما عزیزان تهنیت می‌گوییم.  معبدی که در طیّ چهار سال با جهدی بلیغ ساخته شده اینک آمادۀ ایفای نقشی است که ارادۀ الهی برای آن مقدّر فرموده — مکانی که "منحصراً جهت عبادت پروردگار طرّاحی و کاملاً به این امر اختصاص یافته است" (ترجمه)، "با روح و ریحان و باصفا" است، "سبب الفت قلوب و اجتماع نفوس" است، "تأثیر روحانی دارد" و "سبب اعلاء کلمة اللّه" می‌شود.  جشن امروز فقط به مناسبت اتمام بنای یک ساختمان نیست بلکه نماد پیشرفت مهمّی است در فرایند توسعه‌ای که طیّ چند دهۀ متوالی در این منطقه به ظهور رسیده است.

امر بهائی در بدو ورود به این سرزمین در خاک پربرکتش ریشه دواند.  معدودی نفوس مخلص شجاعانه با گسستن از موانع اجتماعی، خود را در آب حیات این ظهور بدیع مستغرق ساخته سیراب شدند.  آنان بدون تردید دیدگاه متعالی حضرت بهاءالله را برای بهبود و رفاه عالم با جان و دل پذیرفته کوشیدند که قلوب را یکایک به انوار تعالیم مبارکش منوّر سازند.  در میان وزش بادهای شدیدی که سرزمینی را بی‌ثبات و متزلزل می‌نمود، به کاشتن بذر پرداختند.  تلاش‌های خاضعانۀ آنها به منظور پرورش جوانان به صفاتی که از ویژگی‌های مؤمنین وفادار جمال مبارک است و القای تعالیم الهی در زندگی خانوادگی و اجتماعی، منجر به فرایندی آموزشی گردید که هزاران هزار را در بر گرفت.  اگرچه ثمرات زحمات مجدّانۀ تعدادی روزافزون در سراسر کلمبیا مشهود است لکن منطقۀ نورت دل کائوکا منحصراً به این عنایت مفتخر می‌گردد که مقرّ اوّلین مشرق‌الأذکار در آن کشور باشد.

این مشرق‌الأذکار اکنون نشانه‌ای از زیبایی و جمال ذاتی مردم شریف این منطقه است و طرح آن یادآور سرزمین‌ پر بار و ثمرشان، مظهری است از نیروی حاصله از اقدام دسته‌جمعیِ مستمرّ، مرکزی است برای جلب همۀ نفوس مشتاق به تلاش برای تجدید و نوسازی جامعه‌شان، و سرچشمۀ امیدی است برای اعتلای روحانی و مادّی مردمی که شداید تاریخ را تحمّل کرده و با روحیّه‌ای تزلزل‌ناپذیر به پا خاسته‌اند.  شایسته چنان است که همهء مجتمعین در این فضای روحانی به ذکر خالق یکتا پردازند تا "آهنگ مشرق‌الأذکار در سحرگاه به ملأ اعلی رسد و گلبانگ بلبلان الهی اهل ملکوت ابهی را به وجد و طرب آرد."

[امضا: بیت العدل اعظم]

 

صفحه‌ها