پیام ۱۸ فوریه ۲۰۱۸

Persian (فارسی)

۱۳  شهرالملک  ۱۷۴
۱۸  فوریه  ۲۰۱۸

ارسال از طریق الکترونیکی

جناب آقای ...
کانادا

دوست عزیز روحانی،

اخیراً سؤالات مختلفی از احبّا در بارۀ اعتبار برخی از وب‌سایت‌ها دریافت گردیده است.  مثلاً فردی سؤال می‌کند که چطور می‌توان به صحّت آدرس کانال تلگرام و صفحۀ فیس‌بوک سایت "بهائیان ایران" مطمئن بود.  در مواردی دیگر دوستان مایلند بدانند چگونه می‌توان تشخیص داد که یک سایت و یا رسانۀ اینترنتی متعلّق به مؤسّسات امری، افراد بهائی و یا خیر‌خواهان امر الهی است و یا به نفوسی تعلّق دارد که به علّت تعصّب، دشمنی با امر مبارک، و یا عدم آگاهی صحیح به پخش اطّلاعات غلط می‌پردازند و در مواردی نیز مزوّرانه بذر شک و شبهه در قلوب می‌افشانند.  فعّالانی در اینترنت هستند که این نکته را نیز قابل ذکر می‌دانند که معاندین دیرینۀ امر الله در ایران که در نزد عامّۀ مردم بی‌اعتبار شده‌اند و سعی در خدشه‌دار کردن نام بهائی را دارند می‌کوشند تا در رسانه‌های مجازی نظریّات خود را به نحوی ریاکارانه از زبان بهائیان ارائه دهند تا سوء ‌ظنّ در بین احبّا و نفوسی که پیشرفت و ترویج تعالیم الهی را با علاقه دنبال می‌کنند و یا مشتاق آشنایی با حقایق دیانت بهائی هستند ایجاد کرده به زعم باطل خود آنان را دل‌سرد نمایند.  با توجّه به نکات فوق بیت العدل اعظم مقرّر فرمودند مطالب ذیل برای اطّلاع یاران الهی از طریق شما ارسال گردد.

‌آدرس صحیح کانال تلگرام و صفحۀ فیس‌بوک "بهائیان ایران" که سایت رسمی جامعۀ بهائی ایران می‌باشد اخیراً در این سایت منتشر شده است.  اینترنت با سهولتی که برای پخش سریع مطالب به جمع کثیری فراهم می‌کند، وسیله‌ای بسیار مفید جهت انتشار آثار بهائی و اخبار جامعه نیز می‌باشد.  در عین حال با افزایش سرسام‌آور تعداد سایت‌ها و صفحات رسانه‌های اجتماعی، قضاوت در بارۀ صحّت و اعتبار مندرجاتِ هر یک راجع به دیانت بهائی مسئله‌ای پیچیده و چالشی است جدّی برای احبّا و جویندگان حقیقت که چگونه سایت‌های اصیل و یا دوستانه را از رسانه‌های متعصّبین و مغرضین تمیز دهند.

علاوه بر این قضاوت، یاران الهی باید در بارۀ استفادۀ مفید از اینترنت نیز تعمّق نمایند.  به عنوان مثال آنچه درخور بندگان جمال ابهی در مهد امر الله و دیگر نقاط جهان است آنکه شخصاً در مکالمات و گفتار خود در اینترنت مظهر اعتدال و ادب و فروتنی باشند.  در جمیع احوال آگاه باشند که در استفاده از اینترنت خردمندی و رعایت حکمت و تمسّک به انضباط شخصی حائز اهمّیّت است تا مبادا نحوۀ نامناسب، نادرست و یا ناپسند عرضۀ مطالب که احیاناً زاییدۀ اثرات سوء واکنش‌های عجولانۀ ناشی از برخی روال‌های معمول است لطمه‌ای به منزلت و اعتبار تعالیم مبارکه وارد سازد.  از دیگر ضروریّات همانا احتراز از اموری است که رنگ و ماهیّت سیاست حزبی دارد، جانب‌داری از یک گروه خاصّ می‌‌نماید، مجادله‌‌بر‌انگیز می‌باشد و یا به دلایل دیگر مغایر با حکمت و رویکرد بهائی است.  همچنین سزاوار است که از باز‌پخشِ اعتیاد‌وار و بی‌فکرانۀ مندرجات اینترنتی، عادتی که متأسّفانه در بین مردم دنیا معمول شده، اجتناب ورزند و حکمت اظهار نظر در بارۀ هر مطلب و یا همکاری و عضویّت در هر رسانه‌‌ای را هوشیارانه بسنجند.

علاوه بر رعایت این معیارها در رابطه با رفتار شخصی در فضای مجازی، دوستان باید آگاه باشند که اظهار نظرهای نامتعادل، افراطی و یا غلط، مخصوصاً اگر راجع به فردی دیگر از احبّای الهی باشد و یا خدای نکرده حمل بر این شود که منظور یکی از مؤسّسات امری می‌باشد، فرصتی به مخالفین دیرینۀ جامعۀ بهائی خواهد داد تا با بزرگ‌نمایی و سوء استفاده از آن به تضعیف امر الهی پردازند.  احبّای عزیز با ثبوت در عهد و میثاقِ توأم با درکی عمیق از تعالیم بهائی و با تأمّل هوشمندانه باید بکوشند که علی‌رغم آشفتگی اموری که در اینترنت مشاهده می‌شود دست‌خوش نوشتجاتِ مشکل‌ساز چه ناشی از نسنجیده‌گویی یا بد‌اندیشی و چه از طرف دوست یا دشمن نشوند.

یاران عزیز الهی با توجّه به این امور باید هر سایت اینترنتی حاوی اطّلاعات و اخبار در بارۀ آیین بهائی را با دقّت بررسی نموده با بذل توجّه به نکاتی چون محتوا، لحن و شیوۀ ارائۀ مطالب و سؤالات مطرح شده و غیره در مورد معتبر بودن آن تعمّق کنند.  در صورت عدم اطمینان از اعتبار یک رسانۀ خاصّ می‌توانند با افراد باتجربه و معتمد و یا با محفل روحانی ملّی کشور خود مشورت نمایند.

معهد اعلی در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد دوستان باوفای ایران به دعا و مناجات مشغول و موفّقیّت بیش از پیش همه را در خدمت به آستان غنیّ متعال در این سالیان پرافتتان مسئلت می‌نمایند.

با تقدیـم تحیّات
دارالانشاء بیت العدل اعظم

پیام ۲۳ آوریل ۲۰۱۳

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از نامه‌ای از طرف بیت العدل اعظم الهی خطاب به یک محفل روحانی ملّی (از هیئت ترجمه به زبان فارسی)

۲۳  آوریل  ۲۰۱۳

ارسال از طریق ایمیل

دوستان عزیز روحانی،

... بیت العدل اعظم چالش شما را در کمک به احبّای جامعۀ خود برای فهم تعاليم الهی و عمل به آنها در دنیایی که نيرو‌های مادّی‌گرا دائماً قویّ‌تر می‌شوند درک می‌کنند.  نسخۀ نامه‌ای اخیر از جانب معهد اعلی خطاب به سه نفر از احبّا در یکی از کشورهای همسایه که با نگرانی‌های مشابهی راجع به مشکلات مردان و زنان جوان در تلاش‌شان برای رعایت موازین امری، به خصوص در مسئلۀ عفت و ازدواج مواجه بوده‌‌اند، به ضمیمه برای اطّلاع شما ارسال می‌گردد.  امید چنان است که نکات مندرج در این نامه بتواند به مذاکرات شما در بارۀ این موضوع کمک نماید.  همان طور که در آن به وضوح بيان شده بررسی نکات مورد نظر به بهترین وجه می‌تواند در پرتو روابطی صورت گیرد که نظم اداری بهائی سعی در برقراری آن بین فرد، مؤسّسات و جامعه دارد.  در عین حال ‌که مسئولیّت رعایت موازین بهائی در وهلۀ اوّل بر عهدۀ فرد مؤمن است ولی مؤسّسات وظیفه دارند که افراد را، عمدتاً از طریق مجهودات آموزشی، حمایت نمایند و الگویی از حیات جامعه را ترویج دهند که موجب ترقّی و تعالی روحانی اعضا باشد.  این نکته نیز البتّه قابل درک است که مؤسّسات بهائی با بر عهده‌ داشتن این وظایف و دیگر وظایف مقدّسه، ممکن است گاه به گاه اقدام خاصّی را برای صیانت جامعه و جامعیّت احکام بهائی لازم بدانند.

مؤسّسات امری باید در نظر داشته باشند که اگر مساعی‌شان در جهت انجام وظایف خود نسبت به تعلیم و تربیت احبّا به هشدارهای مکرّر و یا به تعلیماتی خشک و بی‌روح تقلیل یابد نتایج حاصله بسیار ناچیز خواهد بود.  لذا هدف مؤسّسات باید ازدیاد آگاهی و افزايش درک احبّا باشد.  وظیفۀ مؤسّسات بهائی کنجکاوی یا مداخله در زندگی خصوصی افراد و یا تحمیل احکام الهی بر آنان نیست بلکه ايجاد محیطی است که در آن دوستان در مقام پیروان حضرت بهاءالله مشتاقانه به ایفای وظایف خود قیام کنند، احکام مبارکش را اطاعت نمایند، و زندگی خود را با تعالیم مقدّسش تطبیق دهند.  میزان مثمر ثمر بودن مساعی مؤسّسات به این بستگی خواهد داشت که احبّا، به خصوص نسل جوان، تا چه حدّ خود را غرق در فعّالیّت‌های جامعه‌ای پویا و در حال رشد بیابند و قوّۀ تأییدات الهی را در انجام مأموریّتی که جمال مبارک به آنان محوّل فرموده احساس کنند.

در این راستا، یکی از مؤثّرترین ابزاری که در اختیار شماست مؤسّسۀ آموزشی است که سعی دارد فرد را در یک فرایند آموزشی سهیم سازد که در آن حسن اخلاق و انضباط شخصی در زمینۀ خدمت پرورش می‌یابد و الگویی منسجم و پرنشاط از زندگی به وجود می‌آورد که مطالعه، عبادت، تبلیغ و جامعه‌سازی و کلّاً آنچه را که موجب تحوّل و تقلیب جامعه می‌شود در هم می‌تند.  محور این فرایند آموزشی تماس با کلام الهی است که قدرتش تداوم‌بخشِ مساعی هر فرد در تطهیر قلب خویش و پیمودن مسیری از خدمت با "قدم انقطاع" می‌باشد.  حضرت ولیّ‌امرالله مؤمنین جوان را به یادگیری از طریق "مشارکت فعّالانه و صمیمانه و مستمرّ" (ترجمه) در فعّالیّت‌های جامعه تشویق می‌فرمودند.  در نامه‌ای از طرف آن حضرت خطاب به یک مؤمن جوان چنین آمده است:  "حیات جامعۀ بهائی آزمایشگاهی ضروری برای شما فراهم می‌نماید که در آن می‌توانید اصولی را که از تعالیم مبارکه فرا گرفته‌اید به اعمالی پویا و سازنده درآورید."  در ادامۀ نامه چنین می‌فرمایند:  "هنگامی که جزئی واقعی از آن موجودِ زنده شوید می‌توانيد روح حقیقی ساری در تعالیم الهی را درک نمایید." (ترجمه)  یک چنین مشارکت مشتاقانه در فعّالیّت‌های امری زمینه‌ای ارزشمند برای کوشش‌های جوانان و نیز بزرگ‌سالان فراهم می‌سازد تا حیات خود را با تعالیم حضرت بهاءالله تطبیق دهند.  این بدان معنا نیست که افراد گه‌گاه دچار اشتباه، که شاید در مواردی اشتباهی بزرگ هم باشد، نخواهند شد.  با این حال، هنگامی که علاقه به حفظ موازین بهائی از طریق خدمت به مصالح عمومی در محیطی سرشار از عشق بی‌دریغ و تشویقِ صمیمانه پرورش یابد، احبّای الهی در مواجهه با چنین مشکلی، از فرط شرمساری احساس نخواهند کرد که راهی جز کناره‌گیری از فعّالیّت‌های جامعه ندارند و یا حتّی بدتر از آن، خود را مجبور نخواهند یافت که چالش‌های خویش را با پوششی از ادب و نزاکت بپوشانند و حیاتی را پیش گیرند که درآن گفتارشان نزد عموم با رفتارشان در خلوت در تباین و تضادّ باشد.

بنا بر این بدیهی است که باید هم‌زمان به نیازهای پیشرفت اخلاقی فرد، با کوشش‌های لازم برای تقویت قابلیّت‌های جامعه و مؤسّسات آن توجّه نمود.  نامۀ ضمیمه، بعضی از ویژگی‌های حیات جامعه‌ای را که بهائیان با راهنمایی مؤسّسات امری برای ایجاد آن در تلاش هستند توضیح می‌دهد.  محیط مورد نظر در اصل محیطی است مملوّ از محبّت و حمایت که در آن مؤمنین، همگی در عین تلاش برای نیل به موازین بهائی در رفتار شخصی خود نسبت به یکدیگر شکیبایی و احترام نشان ‌می‌دهند و در مواقع لزوم از نصایح حکیمانه و مساعدت بی‌دریغ برخوردار می‌‌شوند.  در جامعۀ بهائی نه جایی برای بدگویی و غیبت و نه مکانی برای عیب‌جویی از دیگران و خودنیک‌پنداری موجود است.

در این رابطه، هر محفل ملّی لزوماً باید قبول نمايد که اگر محبّت و حمایت متقابل تنها نکتۀ مورد توجّه در درون جامعه باشد، اگر چه به تنهایی از اهمّیّتِ خاصّی برخوردار است، ولی این مسئله باعث خواهد شد که محیطی راکد ناشی از ذهنیّتی محدود ایجاد شود.  جامعۀ جهانی بهائی رسالتی تاریخی بر عهده دارد و هم‌گام با گسترش روزافزون خود باید قابلیّت پرداختن به نیازهای روحانی و مادّی را که دائماً پیچیده‌تر می‌شوند کسب کند.  پیام بیت العدل اعظم مورّخ ۲۸ دسامبر ۲٠۱٠ به این نکته اشاره می‌نماید که:  "یک جامعۀ کوچک که اعضای آن به سبب عقاید مشترک‌شان با یکدیگر متّحدند، آرمان‌های والا ویژگی ‌خاصّ آن است، در ادارۀ امور خویش ماهر و در برآوردن نیازهای خود کارآمد است و احتمالاً به چند طرح بشردوستانه نیز اشتغال دارد — یک چنین جامعه‌ای شکوفا ولی دور از واقعیّت‌هایی که توده‌های وسیع بشریّت با آن سر و کار دارند هرگز نمی‌تواند امیدوار باشد که به منزلۀ الگویی برای تجدید ساختار تمامی جامعۀ بشری عمل نماید."  سلسله نقشه‌های جهانی کنونی تمهیداتی برای ایجاد تدریجی قابلیّت فردی و جمعی برای این مأموریّتِ جامعه فراهم می‌سازد.  هر یک از مؤسّسات جامعۀ بهائی که به وضع موجود خود قانع باشد، در حفظ جوانان از قوای مادّی‌گراییِ بی‌حدّ و انحطاط اخلاقیِ ملازمِ آن که اجتماع را مورد حمله قرار داده‌اند با مشکلاتی مواجه خواهد شد.  نکات فوق به ماهیّت فرایند  قابلیّت‌سازی که هر مؤسّسۀ بهائی باید با جدّیّت به آن اشتغال ورزد اشاره می‌کند.

به غیر از اقدامات فوق‌الذّکر که انسجام جامعۀ بهائی را تحکیم می‌نماید، در بعضی مواقع ممکن است اقدام خاصّی از طرف مؤسّسات بهائی جهت صیانت جامعه و حفظ حرمت احکام لازم باشد.  رسیدگی و اقدام در هر موردِ بخصوصی البتّه نیاز به نهایت دقّت و رعایت حکمت دارد.  این گونه موارد زمانی پیش می‌آید که احکام بهائی در انظار عمومی و به نحوی فاحش نقض ‌گردد و احتمالاً به اعتبار و حسن شهرت امر مبارک لطمه زند و یا وقتی که فردی جسورانه نسبت به تعالیم و مؤسّسات امری بی‌اعتنایی نموده عواقب زیان‌بخشی در امور جامعۀ بهائی به بار آورد.  در چنین شرایطی محافل روحانی باید طریق میانه‌ای در پیش گیرند؛ نه برخوردی بی‌تفاوت داشته باشند که به مثابۀ اغماض از رفتار مغایر با تعالیم الهی تلقّی شود و ضرورت اطاعت از احکام بهائی را در انظار اعضای جامعه تضعیف نماید و نه با شتاب و یا با عدم انعطاف‌پذیری به تنفیذ احکام و تحمیل مستبدّانۀ محدودیّت‌های اداری مبادرت ورزند.

اگر رفتار یک فرد بهائی آن‌چنان بی‌پرده باشد که توجّه محفل را به خود جلب کند لازم است که محفل، بعد از به دست آوردن تصویر نسبتاً روشنی از مسائل، فرد مربوطه را با لحنی محبّت‌آمیز ولی جدّی نصیحت نماید.  در اکثر موارد لازم است که در وهلۀ اوّل مشخّص شود که فرد مؤمن تا چه حدّ امر الهی و موازین آن را درک می‌کند.  آنچه معمولاً مورد احتیاج است نصایح بی‌طرفانه و غالباً برای مدّتی طولانی می‌باشد تا فرد مورد نظر را در درک مقتضیات احکام الهی یاری دهد.  هم‌چنین صبر و شکیبایی لازم است و باید به فرد فرصت کافی داده شود تا بتواند در رفتارش تغییراتی حاصل نماید.  ممکن است محفل، اغلب با مساعدت مشاورین و یا اعضای هیئت معاونت، به شخص کمک کند تا در بارۀ وضع خاصّ خود تفکّر و تعمّق نماید، اصول مربوطه را به مرحلۀ عمل در آورد و امکانات مختلفی را که در دسترس دارد مورد تفحّص قرار دهد.  توجّه محفل باید به این نکته معطوف باشد که در تصمیم‌گیری در خصوص نحوۀ برخورد با این مشکل، هدف کمک کردن به احبّا برای نزدیک‌تر شدن به امر الله و در عین حال حفظ و صیانت جامعۀ بهائی از تأثیرات سوء نفوسی است که به هیچ وجه قصد تمسّک به موازین امری را ندارند.  زمانی که یک فرد مؤمن، وفاداری خود را نسبت به امر مبارک و علاقه‌اش را به اصلاح وضعیّت خویش نشان دهد، صبر مستمرّ و هدایت همراه با محبّت روشی بسیار بجا خواهد بود.  البتّه در تمامی این مدّت باید مراقب بود که تلاش‌های فرد سبب غیبت و اختلاف در جامعه نشود و اعضای جامعه در این مورد باید به خاطر داشته باشند که هریک موظّفند قوای خویش را در جهت ترقّی روحانی و غلبه بر نقایص خود سوق دهند.

پیام ۱۹ آوریل ۲۰۱۳

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از نامه‌ای از طرف بیت العدل اعظم الهی خطاب به سه نفر از احبّا (از هیئت ترجمه به زبان فارسی)

۱۹  آوریل  ۲۰۱۳

ارسال از طریق ایمیل

دوستان عزیز روحانی،

... اظهار می‌‌دارید که تفاوت موجود بین رسوم اجتماع معاصر غرب در زمینۀ روابط جنسی با موازین تعالیم بهائی که شما آن را "هم‌ساز با مقرّرات اخلاقیِ شرق" ذکر می‌‌کنید، چالش قابل ملاحظه‌ای برای نسل کنونی جوانان بهائی ایجاد می‌کند.  در این مورد توضيح می‌‌دهید که چون در طول تاریخ در جوامع اروپایی امور مربوط به روابط جنسی با شرم و بدنامی فراوان توأم بوده و انرژی بسیاری صرف اختفا و سركوبی این روابط شده است، حال خودداری از آن قبل از ازدواج به طور منفی به مثابۀ زهد‌فروشی تلقّی می‌شود.  اضافه می‌کنید که امروزه ازدواج تا سنین سی‌سالگی که جوانان تحصیلات‌شان را به اتمام رسانده و پولی برای خرید مسکن پس‌انداز نموده‌اند به تأخير می‌افتد و چون معمولاً زن و شوهر هر دو کار می‌کنند زندگی زناشویی پیچیده‌تر از گذشته شده است و کسانی که مانند جامعۀ کشیشان از آرمان‌های عفت و عصمت دم می‌زنند، غالباً در دام اعمال نامشروع گرفتار می‌شوند.  به علاوه بیان می‌دارید که بسیاری از جوانان بهائی درگیر تلاش برای رعایت موازین پاک‌دامنی مندرج در تعالیم هستند و ممکن است سایر جوانان به علّت عدم تمایل به رعایت این اصول از پیوستن به آیین بهائی صرف‌ نظر کنند.  بیت العدل اعظم صداقت شما را در ابراز افکارتان ارج می‌‌نهند و نگرانی کاملاً بجایی را که از وسیع‌تر شدن شکاف بین اصولی که حضرت بهاءالله مقرّر فرموده‌اند و رفتار رايج و مورد قبولِ اجتماع احساس می‌کنید تأیید می‌نمایند.

جوانان بهائی در اروپا با چالش خاصّی در اين مورد رو به رو هستند.  جهان غرب با پشت‌گرمی به پيشرفت‌های مادّی و فکری و جسور از روایت توفيقات و تفوّق فرهنگی‌اش، به طرق مختلف خود را به عنوان سرمشق و معیاری برای دیگران ارائه می‌دهد.  ولی شما در تجزیه و تحلیل قاطع حضرت عبدالبهاء در رسالۀ مدنیّه در بارۀ نارسایی‌های تمدّن اروپا تعمّق نمایید.  سپس نصایح متعدّد آن حضرت به افراد را در همان سند با دقّت بسنجید که می‌فرمايند انسان باید "بین ملأ امکان منشأ خیری گردد" و "به اسباب آسایش و راحت و سعادت و معارف و تمدّن و صنایع و عزّت و شرف و علّو منزلت جمعیّت بشریّه تشبّث" نماید.  ملاحظه فرمایید که بهائیان به جای آنکه به خود اجازه دهند که هم‌رنگ فرهنگ و معیارهای اجتماع گردند باید پیشروان و پرچم‌داران تمدّنی جدید باشند.  بنا بر این برای تحقّق خواسته‌های حضرت بهاءالله برای عالم انسانی، مسائل مهمّی که شما مطرح نموده‌اید باید نه فقط در بستر شرایط کنونی اجتماع بلکه در پرتو ماهیّت احکام و تعالیم آن حضرت و مسئولیّت‌هایی که بر عهدۀ هر یک از افراد بهائی و هم‌چنین جامعۀ اسم اعظم و مؤسّسات امری گذاشته شده بررسی گردد.

ما در زمانی زندگی می‌کنیم که نقش دین در شکل دادن به افکار بشری و در هدایت رفتار فردی و جمعی به نحو فزاينده‌ای مورد بی‌اعتنایی قرار می‌گیرد و دامنۀ نفوذ دینِ سازمان‌یافته در اجتماعاتی که تسليم فشارهای مادّی‌گرایی شده‌اند محدودتر و اغلب به قلم‌رو تجارب شخصی منحصر می‌شود.  احکام دینی غالباً قواعدی مستبدّانه‌ای شمرده می‌شود که از طرف افرادِ فاقد تفكّرِ مستقلّ کورکورانه اطاعت می‌شود و یا به عنوان مقرّرات زاهدمآبانه و منسوخه‌ای به شمار می‌آید که توسّط مدّعیانی که خود آن را رعایت نمی‌کنند با تزویر و ریا بر دیگران تحمیل می‌‌گردد.  اخلاقیّات در چنین جوامعی تعریف ديگری می‌یابد و فرضيّات، ارزش‌ها و رسوم مادّی‌‌گرایانۀ مربوط به طبیعت بشر و حیات اقتصادی و اجتماعی انسان به عنوان حقیقتِ غیر قابل انکار جلوه می‌نمايد.

براستی، صرف انرژی فراوان و منابع وسيع مالی برای تحریف حقيقت به منظور سازگار کردن آن با اميال شخصی اکنون از خصوصيّات بسياری از جوامع معاصر است.  پیامد این کار پیدایش فرهنگی است که ماهیّت و مقصد نوع انسان را واژگون و افراد را اسیر تخیّلات و تصوّرات باطل نموده و به بازیچه‌ای در دست قدرت‌مندان تبدیل می‌نماید.  در حالی‌که سعادت و رفاه نوع بشر منوط به مسئله‌ای درست برعکس آنست یعنی پرورش خصوصیّات انسانی و تنظیم نظم اجتماعی در توافق با حقیقت.  تعالیم الهی بر حقيقت نور می‌‌افشاند و هر نفسی را قادر می‌‌سازد تا آن را به خوبی بررسی و تحقیق نماید و از طریق انضباط شخصی صفاتی را کسب کند که وجه ‌تمایز نوع انسان است.  حضرت بهاءالله  می‌فرمایند "طراز اوّل … در معرفت انسانست به نفس خود و به آنچه سبب علوّ و دنوّ و ذلّت و عزّت و ثروت و فقر است."

آن حضرت اعلام می‌دارند که "مقصود از هر ظهور ظهور تغییر و تبدیل است در ارکان عالم سرّاً و جهراً ظاهراً و باطناً."  ظهور حضرت بهاءالله سرآغاز پیدایش نسلی از نوع انسان است که "خلقاً ما اطّلع بهم احد الّا نفسه المهیمن القیّوم" است، نسلی که از "دنس الوهم و الهوی" پاک خواهد بود و "آثار عزّ سلطانه فی الأرض" را ظاهر خواهد ساخت.  تعالیم حضرت بهاءالله "آنچه سبب علوّ و سموّ و تربیت و حفظ و تهذیب اهل ارض است" را فراهم می‌سازد.  بنا بر این در ظهور حضرت بهاءالله، الگویی برای اجتماع آینده مندمج است که با آنچه که در گذشته تأسیس شده اساساً متفاوت بوده و ترویج احکام و نصایحش جزء لاینفکّی از کوشش برای پی‌‌‌ريزی چنین اجتماعی می‌باشد.

برای حفظ سلامت جسمانی و عقلانی بدیهی است که نمی‌‌توان قوانینی را که بر عالم مادّی حکم‌فرماست نادیده گرفت.  همان طور نيز همگان می‌‌‌پذيرند که برای هر ملّتی که بخواهد به نحو مطلوب به امور خود بپردازد قوانین و سنن اجتماعی خاصّی وجود دارد که باید از آنها پیروی شود.  به همین نحو، قوانین و اصولی وجود دارد که بر حیات روحانی ما حاکم است و برای اينکه فرد و اجتماع کلّاً به نحوی سالم و هماهنگ پيشرفت نمايند توجّه به آنها حائز اهمّیّتی حیاتی است.  فرد بهائی با شناسایی مظهر ظهور الهی برای عصر حاضر تصدیق می‌نماید که قوانین و نصایح نازله حقایق مربوط به ماهیّت انسان و منظور از عالم هستی را بیان می‌‌کند، بر آگاهی و ادراک انسان می‌افزاید، معیار رفتار شخصی را بالا می‌‌برد و موجبات ترقّی اجتماع را فراهم می‌‌سازد.  به این ترتیب تعالیم حضرت بهاءالله سبب توان‌دهی نوع بشر است، منادی سعادت انسان است و بدون اصرار به اطاعت کورکورانه از مقرّراتی خودکامه و مستبدّانه، او را به سرمنزل آزادی حقیقی رهنمون می‌گردد.  حضرت بهاءالله می‌فرمایند "لو اتّبع النّاس ما نزّلناه لهم من سمآء الوحی لیجدنّ انفسهم فی حرّیّة بحتة طوبی لمن عرف مراد اللّه فیما نزّل من سمآء مشیّته المهیمنة علی العالمین."  هم‌چنین می‌فرمایند:  "لا تحسبنّ انّا نزّلنا لکم الأحکام بل فتحنا ختم الرّحیق المختوم بأصابع القدرة و الاقتدار."

بهائیان در سراسر جهان در فرهنگ‌های متنوّع، با ارزش‌ها و با روش‌‌هایی مواجه می‌شوند که با تعالیم امری شدیداً در تضادّ است و بعضی از آنها مانند تعصب نژادی، تبعیضات جنسی، استثمار اقتصادی و فساد سیاسی در بطون ساختارهای اجتماعی نهادینه شده‌اند.  برخی دیگر به رفتار شخصی مربوط می‌‌شوند علی‌الخصوص در مورد مصرف مشروبات الکلی و موادّ مخدّر، رفتار جنسی و به طور کلّی ارضای امیال نفسانی.  اگر بهائیان تسلیم آداب و رسوم اجتماع شوند این شرایط چگونه تغییر خواهد کرد؟  در پیام رضوانِ ٢٠۱٢ بیت العدل اعظم توضیح داده شده که "نوع بشر از فقدان الگویی از زندگی که بتواند از آن الهام بگیرد به ستوه آمده است" و ذکر شده که "یک فرد به تنهایی می‌‌تواند موازینی را رعایت و حمایت نماید که به مراتب بالاتر از معیارهایی است که جهان خود را با آن می‌سنجد."  جوانان بهائی علی‌الخصوص باید مواظب باشند که مبادا گمان برند که می‌‌توانند بر طبق رویّۀ معمولِ اجتماعِ معاصر زندگی کنند و در عین حال به خاطر آرامش وجدان خود و یا برای جلب رضايت جامعه، آرمان‌های بهائی را به حدّ اقلِّ لازم رعایت نمایند زیرا به زودی خود را در تلاش برای اطاعت از حتّی ابتدایی‌‌ترین مبادی اخلاقی بهائی و برای مقابله با چالش‌های نسل خود ناتوان خواهند یافت.  حضرت بهاءالله هشدار می‌دهند که "اجنحهٴ آلوده به آب و گل قادر بر طیران نبوده و نخواهد بود."  شادی درونی که هر فردی جویای آن است برخلاف احساسات و هیجانات زودگذر، مشروط به تأثیر عوامل بیرونی نیست بلکه کيفيّتی است منبعث از ایقان ومعرفتِ آگاهانۀ ناشی از قلبی پاک که قادر است آنچه را که دائمی و جاودانی است از آنچه سطحی و زودگذر است تمییز دهد.  حضرت بهاءالله ما را با این عبارات متذکّر می‌فرمایند "ارکض فی برّ العمآء ثمّ اسرع فی میدان السّمآء لن تجد الرّاحة الّا بالخضوع لأمرنا و التّواضع لوجهنا."

پس وظيفۀ اطاعت از احکامی که حضرت بهاءالله برای عصری جدید آورده‌اند در مرحلۀ اوّل بر عهدۀ شخص مؤمن است.  این اطاعت در کانون روابط بین حبیب و محبوب جای‌ دارد.  حضرت بهاءالله می‌فرمایند "اعملوا حدودی حبّاً لجمالی."  ولکن آنچه در این رابطه مورد نظر می‌باشد سعی و کوششِ مبتنی بر اشتیاقی صميمانه است نه حصول كمالِ فوری و آنی.  صفات و عادات فکری و کرداری که وجه تمايز حیات بهائی است از طریق کوشش روزمرّه حاصل می‌شود.  حضرت بهاءالله می‌فرمایند:  "حاسب نفسک فی کلّ یوم" و توصیه می‌فرمایند که "اجعلوا اشراقکم افضل من عشیّکم و غدکم احسن من امسکم."  احبّای عزیز نباید در تلاش‌ها و مساعی شخصی خود برای نیل به موازین الهی دل‌سرد گردند، و نیز نباید فريب این استدلال را بخورند که چون اشتباه اجتناب‌ناپذیر و رسیدن به کمال غیر ممکن می‌باشد، پس کوشش در اين راه بیهوده است.  از طرفی باید از دام ریاکاری، یعنی گفتن یک چیز و عمل به چیز دیگری بر حذر باشند و از طرف دیگر از غفلت یعنی بی‌اهمّیّت شمردن قوانین و نادیده گرفتن لزوم و یا بحث در بارۀ عدم نیازِ پیروی از احکام، بپرهیزند.  هم‌چنین لازم است از فلج اراده ناشی از احساس گناه اجتناب کنند زیرا که نگرانی مفرط در مورد یک ضعفِ اخلاقیِ خاصّ براستی می‌‌تواند در مواقعی غلبۀ بر آن را مشکل‌تر سازد.

آنچه احبّا باید در این مورد به خاطر داشته باشند این است که آنان در مساعی خود برای نیل به رشد فردی و برای رعایت تعالیم بهائی، افراد تک‌افتاده‌ای نیستند که به تنهایی در برابر حملۀ نیروهای فساد اخلاقیِ عامل در اجتماع مقاومت می‌کنند.  آنان اعضای جامعه‌ای هدف‌مند هستند، جامعه‌ای که دامنه‌اش پهنۀ جهان است و مأموریّتی روحانی و عظیم را دنبال می‌کند یعنی کوشش برای استقرار یک الگوی عمل و ساختاری اداری که مناسبِ نوع بشری است که پا به عصر بلوغ خود می‌گذارد.  آنچه به مجهودات جامعه شکل می‌‌دهد چارچوب عملِ تعیین شده در نقشه‌های جهانی آیین بهائی است.  این چارچوب تقلیب فردی را هم‌گام با تقلیب اجتماعی به عنوان دو فرایند جدایی‌‌ناپذیر ترویج می‌‌نماید.  دوره‌های مؤسّسۀ آموزشی اختصاصاً بدین منظور طراحی شده‌اند که فرد را در مسیری قرار دهند که در آن، خصایل و گرایش‌ها، و مهارت‌ها و توان‌مندی‌ها تدریجاً از طریق خدمت کسب می‌شوند، خدمتی به قصد غلبه بر نفس امّاره، کمک به رهانیدن انسان از حدود و قیود خویش و قرار دادن او در یک فرایند پویای جامعه‌سازی.

صفحه‌ها