پیام ۷ مه ۲۰۱۹

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به محافل روحانی ملّی (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

۷  مه  ۲۰۱۹

ارسال از طریق الکترونیکی

خطاب به کلّیّۀ محافل روحانی ملّی

با‌ کمال سرور، انتصاب آقای حسین امانت مقیم کانادا را به عنوان معمار مقام حضرت عبدالبهاء اعلام‌ می‌داریم.

همچنین خوشوقتیم که افتتاح صندوق تبرّعی مختصّ بنای این مقام متبرّک را به اطّلاع برسانیم.  آرزوی قلبی این جمع آن است که این بنای ‌مقدّس با مشارکت عمومی احبّا احداث گردد.

بیت العدل اعظم

رونوشت:
دارالتّبلیغ بین‌المللی
هیئت‌های مشاورین
مشاورین ارجمند

پیام رضوان ۲۰۱۹

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان رضوان ۲۰۱۹ میلادی (۱۷۶ بدیع)

(هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

با نزدیک شدن عید اعظم رضوان احساساتی عمیق از شکرانه و امید این مشتاقان را در بر گرفته، شکرانه به پاس توفیقات شگرفی که حضرت بهاءالله پیروانش را قادر به کسب آن نموده و امید برای آنچه که آیندۀ نزدیک در بر دارد.

تحرّکی که با جشن‌های دویستمین سالگرد میلاد حضرت بهاءالله در سراسر جهان ایجاد گشت همچنان رو به ازدیاد است.  ترقّی سریع جامعۀ اسم اعظم، قابلیّت روزافزون آن و توانایی استفاده از نیروی تعداد بیشتری از اعضایش، در چکیده‌ای از توفیقات جهانی اخیر جامعه به وضوح مشهود است.  از جمله، افزایش فعّالیّت‌های جامعه‌سازی به خصوص قابل ملاحظه است.  نقشۀ پنج‌سالۀ کنونی دنبالهء بیست سال تلاش عالم بهائی جهت تلطیف و تکثیر سیستماتیک این فعّالیّت‌ها است و قابل توجّه آنکه در دو سال و نیم اوّل این نقشه، تنها تعداد فعّالیّت‌های اساسی به طور چشم‌گیری به بیش از پنجاه در صد افزایش یافت.  جامعهء جهانی بهائی اکنون نشان داده که قادر است در هر مقطع از زمان بیش از یک ملیون نفر را در چنین فعّالیّت‌هایی مشارکت داده، آنان را در تفحّص در واقعیّت‌های روحانی و عمل به مقتضیاتش مدد نماید.  در همین مدّت کوتاه، تعداد جلسات دعا تقریباً به بیش از دو برابر افزایش یافته که پاسخی است بسیار ضروری به بیگانگی روزافزون بشریّت از منشأ امید و منبع برکت.  این پیشرفت بسیار امیدوارکننده است زیرا جلسات دعا و مناجات روح جدیدی در حیات جامعه می‌دمد.  جلسات نیایش وقتی با مجهودات آموزشی برای همۀ سنین همراه می‌شود موجب تقویت هدف والای آن مجهودات که پرورش جوامعی ممتاز به عبادت خداوند و خدمت به نوع بشر است می‌گردد.  این واقعیّت بیش از همه در آن دسته از محدوده‌های جغرافیایی مشهود است که مشارکت تعداد زیادی از افراد در فعّالیّت‌های بهائی تداوم داشته و احبّا از سوّمین نماد رشد در مسیر توسعۀ جامعۀ خود گذشته‌اند.  موجب سرور این جمع است که از آغاز نقشه تا کنون تعداد محدوده‌های جغرافیایی که در آن فرایند رشد تا این حدّ پیشرفت نموده، مضاعف شده و اکنون به قریب پانصد بالغ گشته است.

این بررسی مختصر البتّه نمی‌تواند میزان کامل تقلیبِ در حال وقوع را منعکس نماید.  چشم‌انداز دو سالی که از نقشه باقی مانده درخشان است.  انتشار وسیع تجربه‌های آموخته شده از برنامه‌های فشردۀ رشد در آن دسته از محدوده‌های جغرافیایی که برحسب انتظارمان گنجینه‌ای از آموخته‌ها و ذخیره‌ای از منابع شده‌اند، باعث حصول توفیقات زیادی در سال گذشته شده است.  دارالتّبلیغ بین‌المللی، مشاورین قارّه‌ای و معاونین خستگی‌ناپذیرشان برای اینکه احبّا در همۀ نقاط جهان بتوانند از این تسریعِ یادگیری بهره‌مند گردند تا بینش‌های کسب شده را در رابطه با واقعیّت‌های محیط خود به کار گیرند از هیچ اقدامی فروگذار نکرده‌اند.  موجب خرسندی است که در تعداد فزاینده‌ای از محدوده‌های جغرافیایی، و در محلّه‌ها و دهکده‌های آنها، یک هستۀ‌ مرکزی از دوستان شکل گرفته که با عمل و تأمّل درمی‌یابند که برای پیشرفت فرایند رشد در محیط اطراف‌شان در هر زمان چه اقدامی مورد نیاز است.  این دوستان از وسیلۀ قدرتمند مؤسّسۀ آموزشی که از طریق آن قابلیّت کمک به رفاه معنوی و مادّی جامعه تقویت می‌گردد بهره می‌گیرند و در ضمنِ عمل، تعداد کسانی که به آنان می‌پیوندند افزایش می‌یابد.  شرایط و خصوصیّات رشد طبیعتاً از محل تا محل بسیار متفاوت است.  امّا با جدّ و جهد منظّم، همه می‌توانند مشارکت بیش از پیش مؤثّری در این فعّالیّت‌ها داشته باشند.  در هر محیطی، مبادرت به گفتگویی هدفمند و متعالی با دیگر نفوس که سریعاً یا تدریجاً موجب برانگیختن استعداهای روحانی می‌شود، بسیار سرورانگیز است.  هر چه شعلۀ ایمان در قلوب احبّا فروزان‌تر گردد، آنان که در معرض حرارتش قرار می‌گیرند مجذوبیّت بیشتری را احساس خواهند کرد.  و برای فردی که قلبش سرشار از عشق حضرت بهاءالله است، چه عملی شایسته‌تر از یافتن نفوسی هم‌سرشت که مشوّق آنان در ورود به مسیر خدمت گردد و در کسب تجربه آنان را همراهی کند، و چه شادی عظیم‌تر از مشاهدۀ نفوسی که در ایمان خود استوار گشته و مستقلّاً قیام نموده، دیگران را در همان سیر و سلوک روحانی مساعدت می‌نمایند.  اینست از جمله مغتنم‌ترین لحظات این عمر گذران.

امکانات پیشرفت این مشروع روحانی با نزدیک شدن دویستمین سالگرد میلاد حضرت ربّ اعلی شورانگیزتر شده است.  این سالگرد نیز مانند دویستمین سالگرد قبلی موقعیّتی است بی‌نهایت ارزشمند که فرصت‌های شگرفی را در اختیار تمام بهائیان قرار می‌دهد، فرصت‌هایی برای آگاه ساختن اطرافیان‌شان از عظمت یوم الهی و نزول خارق‌العادۀ فیوضات آسمانی حاصله از ظهور دو مظهر الهی و طلوع پی در پی دو خورشید تابان که افق جهان را نورانی نمودند.  بر اساس تجارب حاصله از دویستمین سالگرد دو سال قبل، میزان امکانات موجود در دو دور (شش‌ ماه) آیندۀ نقشه بر همه روشن است و همۀ آنچه در آن رویداد آموخته شد باید امسال در برنامه‌ریزی‌های دو عید میلاد مورد استفاده قرار گیرد.  با نزدیک شدن دویستمین سالگرد، این مشتاقان مکرّراً در اعتاب مقدّسه از طرف شما عزیزان به دعا مشغول خواهیم بود تا کوشش‌های شما در جهت برگزاری بزرگداشتی شایسته برای حضرت ربّ اعلی بتواند در پیشبرد امر اعظمی که حضرتش به آن بشارت داد توفیق یابد.

تا پایان اوّلین قرن عصر تکوین فقط دو سال و نیم باقی است، پایان یک‌صد سال مجهودات در جهت تحکیم و توسعۀ شالوده‌ای که با جان‌فشانی‌های فراوان در طیّ عصر رسولی امر مبارک بنیان نهاده شد.  در آن زمان جامعۀ بهائی صدمین سال صعود حضرت عبدالبهاء را نیز به یاد خواهد آورد، لحظه‌ای که مولای محبوب از قید این جهان آزاد گشت تا به اب بزرگوارش در رفرف اعلی بپیوندد.  مراسم تشییع عرش مبارک که روز بعد از صعود واقع شد رویدادی بود که "فلسطین نظیر آن را هرگز مشاهده ننموده بود." (ترجمه)  پس از اختتام مراسم، عرش مبارک در حجره‌ای در ضریح مقدّس حضرت باب استقرار یافت.  امّا منظور نظر حضرت شوقی افندی آن بود که این محل ترتیبی موقّت باشد تا در زمان مقتضی مرقدی شایستۀ مقام بی‌مثیل حضرت عبدالبهاء بنا گردد.

آن زمان اینک فرارسیده است.  از عالم بهائی دعوت می‌کنیم که به ساخت مقامی پردازد که محلّ استقرار ابدی آن رمس مطهّر گردد.  این بنا در مجاورت باغ رضوان، در زمینی که به قدوم جمال مبارک متبرّک گردیده، ساخته خواهد شد و بدین ترتیب مرقد منوّر حضرت عبدالبهاء در مسیر آن هلالی که اعتاب مقدّسه در عکّا و حیفا را به هم متّصل می‌نماید قرار خواهد گرفت.  تکمیل نقشه‌های معماری در حال پیشرفت است و در ماه‌های آینده اطّلاعات بیشتری را در این زمینه با شما در میان خواهیم گذاشت.

در این لحظه، چون به سالی که در پیش است و به مواهب موجود در آن می‌اندیشیم، قلوب ‌این مشتاقان از شادی و شعف لبریز است.  منتظریم که یکایک شما عزیزان در هر کشور که به امر جمال قدم و به صلح عالم خدمت می‌کنید، به ادای رسالت متعالی روحانی خویش موفّق گردید.

[امضا:  بیت العدل اعظم]

پیام نوروز ۱۳۹۸

Persian (فارسی)

نوروز ۱۳۹۸

یاران و یاوران حضرت رحمان در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

بهار آمد و چرخ طبیعت دور دگر زد.  موسم جدید است و فصل بدیع، لازمه‌اش درخشش آفتاب تابان است و ریزش باران و وزش نسیم بهاران تا قابلیّت ارض شکوفا شود، گل‌ها چهره گشایند، مرغان نغمه سرایند، صحرا خرّم گردد و روح تازه در عالم امکان دمیده شود.  این بهار یادآور آن بهار معنوی است که با طلوع شمس حقیقت از افق کشور مقدّس ایران باز آغاز شد و انوار ساطعش بر شرق و غرب پرتو بیفکند، نیسان الهی ببارید، نسایم رحمانی بوزید، سنبلات معانی برویید و عالم و عالمیان را حیاتی تازه و طراوتی بی‌اندازه بخشید.  هرچند که این بهار روحانی هنوز در بدایت تجلّی است امّا مدنیّت الهی که در این دور بدیع تجدید گردیده، طلیعۀ اثراتش و قوای تقلیبیّه‌اش و نیروی متّحدکننده‌اش در سراسر جهان خصوصاً در مناطقی که در آن، مشروع روحانی درجات پیشرفت را طیّ نموده نمایان است.

سالی که در پیش است سالی است بس مبارک و پرمیمنت زیرا مقارن با دویستمین سالگرد میلاد مبشّر و منادی این بهار معنوی، فرزند فرزانۀ ایران‌زمین حضرت نقطۀ اولی، طلعت اعلی است.  جشن این سالروز فرخنده در جهان جشنی است برای همگان، ولی ایرانیان که به عنوان هموطنان دو مظهر ظهور در این دور پرنور مفتخرند، سهمی مخصوص در این وجد و سرور خواهند داشت.  بدین وسیله فرارسیدن نوروز را در این سال خجسته به یک‌ یک شما عزیزان و سایر شهروندان شریف ایران شادباش و تهنیت گفته در اعتاب مقدّسۀ علیا جهت موفّقیّت‌های بیش از پیش شما در راه خدمت به وطن و هموطن و گشایش باب عدل و انصاف در آن سامان از صمیم قلب دعا می‌نماییم.

[امضا:  بیت‌ العدل اعظم]

 

پیام ۱۸ ژانویه ۲۰۱۹

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

۱۸  ژانویه  ۲۰۱۹

دوستان عزیز و محبوب،

نیم ‌قرن پس از آنکه حضرت بهاءالله سلاطین و زمامداران عالم را به مصالحه و آشتی فراخواندند و آنان را مأمور تأسیس صلح عمومی نمودند، قدرت‌های بزرگ آن زمان به ورطۀ جنگ کشیده شدند.  این اوّلین منازعه‌ای بود که به عنوان "جنگ جهانی" شناخته ‌شد، جنگی عالم‌سوز با خشونتی مهیب، که میزان شقاوت و خونریزی بی‌سابقۀ آن داغی سوزناک بر ضمیر هر یک از نسل‌های بعد بر جای گذاشته است.  با این حال، در پی این ویرانی و رنج، امکاناتی برای برقراری نظمی جدید جهت ایجاد ثبات در عالم شکوفا شد به ویژه در جریان کنفرانس صلح پاریس که صد سال پیش در چنین روزی آغاز گردید.  طیّ سال‌های بعد و علیرغم بحران‌های مکرّری که امور بین‌المللی را در بر گرفت حضرت شوقی افندی فرمودند "می‌توان پیشرفت قوایی را، هرچند نامنظّم، مشاهده نمود که با روح عصر هماهنگی دارد." (ترجمه)  این نیروها مستمرّاً بشریّت را به سوی عصر صلح و آرامش سوق می‌دهد — نه فقط صلحی که منحصراً درگیری مسلّحانه را پایان می‌دهد، بلکه آن حیات جمعی که وحدت و یگانگی را به‌ منصّۀ ظهور می‌رساند — ولی البتّه برای حصول به این صلح سفری طولانی و پر نشیب و فراز در پیش است.  مقتضی دانستیم که در این برهه از زمان در مورد پیشرفت‌هایی که در این مسیر حاصل شده، چالش‌های کنونی در راه صلح، و کمکی که پیروان حضرت بهاءالله به انجام آن دعوت شده‌اند به تأمّل پردازیم.

در طیّ صد سال گذشته، حدّ اقلّ در سه فرصت تاریخی چنین به نظر می‌رسید که نوع بشر در حال دستیابی به صلحی واقعی و پایدار بود، گرچه هر دفعه به واسطۀ کاستی‌هایی که نتوانست بر آنها فائق آید از وصول به آن بازماند.  اوّلین فرصت که به دنبال کنفرانس پاریس پیش آمد تأسیس "جامعۀ ملل" بود، نهادی که بنیانگذارانش آن را به منظور حفظ صلح در سطح بین‌المللی تأسیس نمودند.  این نهاد وسیله‌ای بود که توسّط آن برای اوّلین بار در تاریخ، نظام امنیّت جمعی که حضرت بهاءالله زمامداران عالم را به برقراری آن مکلّف فرموده بودند "پيش‌بينی" و "با جدّیّت مطرح شده و مورد بحث و آزمايش" (ترجمه) قرار گرفت.  امّا در نهایت موافقت‌نامۀ صلح که به جنگ پایان داد اساساً معیوب و نارسا بود و جامعۀ ملل نتوانست از وقوع جنگ جهانی دوم جلوگیری نماید، جنگی که بنا به شهادت مورّخین مرگ‌بارترین منازعه در تاریخ جامعۀ بشری بوده است.  همانطور که اوّلین گام به سوی صلح به دنبال دورانی از نبرد و منازعۀ هولناک برداشته شد، گام دوم نیز همان مسیر را پیمود، از خاکستر جامعۀ ملل، نه تنها "سازمان ملل متّحد" تشکّل یافت بلکه سیستمی از مؤسّسات اقتصادی بین‌المللی به وجود آمد و پیشرفت‌های تاریخی مهمّی در زمینۀ حقوق بشر و قوانین بین‌المللی حاصل شد.  بسیاری از ممالک مستعمره یکی پس از دیگری به استقلال رسیدند و همکاری منطقه‌ای به نحو قابل توجّهی عمیق‌تر و گسترده‌تر شد.  امّا از جمله خصوصیّات دهه‌‌های بعد از جنگ وجود جوّی از تهدید و ارعاب و غالباً خصومت آشکار بین دو مجموعۀ قدرت جهانی بود.  آن جوّ که به جنگ سرد از آن یاد می‌شد در مناطق مختلف جهان به جنگ‌های واقعی تبدیل شد و بشریّت را به ‌نحو خطرناکی به یک درگیری با استفاده از سلاح‌های اتمی نزدیک نمود.  پایان صلح‌آمیز این دوران در اواخر قرن بیستم فرصتی برای آرامش بود و صراحتاً به اعلان نیاز به تأسیس یک نظم جدید جهانی منجر شد.  این سوّمین فرصتی بود که دسترسی به صلح عمومی امکان‌پذیر به نظر می‌رسید.  با برگزاری یک سلسله کنفرانس‌های جهانی توسّط سازمان ملل متّحد در بارۀ مسائلی مهم برای آیندۀ بشریّت، تلاش برای ایجاد سیستم‌های جدید همکاری‌ بین‌المللی و تقویت سیستم‌های موجود شتابی عظیم گرفت.  امکانات جدیدی برای توافق نظر پدید آمد و روحیّۀ همکاری که محرّک پیشرفت بود در اختیاراتی که به بعضی مؤسّسات بین‌المللی مأمور به اجرای عدالت محوّل شده بود نیز دیده می‌شد.  این فرایند هدفمند و سنجیده، در پایان آن قرن با تشکیل "اجلاس هزاره"، مجمعی از نمایندگان بیش از هزار سازمان جامعۀ مدنی از بیش از صد کشور جهان، و به دنبال آن در "مجمع سران به مناسبت هزاره"، که در نوع خود گردهمآیی بی‌نظیری از رهبران جهان بود به اوج خود رسید و منتهی به توافق بر سر یک سلسله اهدافی گشت که نمایانگر خواست‌های مشترک بشریّت بود.  "اهداف توسعۀ هزاره"، زمینۀ توافق برای اقدام جمعی در سال‌های بعد گردید.  این پیشرفت‌های مختلف — با وجود محدودیّت‌ها و نواقص فراوان‌ و منازعات هولناکی که باز در این دوره بروز می‌نمود — نشانه‌هایی از گسترش تدریجی و تزلزل‌ناپذیر آگاهی ساکنین کرۀ ارض و گرایش آنان به عدالت عمومی، به همبستگی و همکاری، و به شفقت و تساوی است.

با آغاز قرن حاضر چالش‌های جدیدی پدیدار شد که با گذشت زمان شدّت یافت و منجر به عقب‌نشینی از گام‌های نوید‌‌بخش پایان قرن گذشته گردید.  امروز بسیاری از جریانات غالب در اجتماع، در همه جا، مردم را به‌ جای آنکه به ‌سوی همبستگی بکشاند از هم دور می‌سازد.  اگرچه فقر مفرط در سطح جهانی کاهش یافته است ولی نظام‌های سیاسی و اقتصادی جمع بسیار محدودی را قادر ساخته که ثروت‌ کلان و نامعقولی بدست آورند، شرایطی که بی‌ثباتی بنیادین در امور جهان را تشدید می‌نماید.  تعاملات بین شهروندان، نهادهای حکومتی و اجتماع اغلب دستخوش پریشانی است چون هر کدام برای برتری بر دیگری در افکار خود اصرار ورزیده، انعطاف‌ناپذیری نشان می‌دهند.  بنیادگرایی مذهبی ماهیّت جوامع و حتّی ملل را منحرف می‌نماید.  قابل درک است که مشکلات بسیاری از سازمان‌ها و مؤسّسات اجتماعی طبیعتاً منجر به کاهش اعتماد عمومی شده است ولی این وضع به نحوی سیستماتیک مورد سوء استفادۀ کسانی قرار گرفته که برای حفظ منافع خود در صدد بی‌اعتبارسازی همۀ منابع علم و دانش بشر می‌باشند.  بعضی از اصول اخلاقی مشترک که در آغاز این قرن غالب به‌ نظر می‌رسید در حال فرسایش ‌است و توافق نظر رایج در مورد صواب و خطا را که در زمینه‌های مختلف موفّق به مهار کردن پست‌ترین تمایلات بشری شده بود، مورد تهدید قرار داده است.  همچنین ارادۀ مبادرت به اقدامات جمعی بین‌المللی که بیست سال پیش شدیداً نمایانگر رشته‌ای از تفکّرات رهبران جهان بود با طغیان مجدّد نیروهای نژادپرستی، ملّیّت‌گرایی و جناح‌گرایی مورد حمله قرار گرفته و مرعوب گشته است.

بدین ترتیب است که نیروهای مخرّب مجدّداً متشکّل گشته نفوذ می‌یابند.  وحدت عالم انسانی را هیچ نیروی بشری قادر به توقّف نیست، وعود پیامبران پیشین و شارع این امر الهی شاهد این حقیقت است.  ‌امّا مسیری که عالم انسانی برای نیل به سرنوشت خود در پیش می‌گیرد ممکن است بسیار پر پیچ و خم باشد.  آشوبی که از سوی مردمان ستیزه‌جوی عالم برپا گشته می‌تواند ندای نفوس خیراندیشی را که در هر اجتماع خواهان پایان اختلاف و منازعه هستند تحت الشّعاع قرار دهد.  مادام که این ندا بی‌توجّه ماند، اختلال و سردرگمی عالم بی‌تردید وخیم‌تر خواهد شد — شاید با پیامدهایی مصیبت‌بار — تا آنکه بشریّت متنبّه شده و تشخیص دهد که باید قدم مهمّ دیگری به سوی صلحِ پایدار بردارد، باشد که این بار آن قدم قاطعانه واقع گردد.

*

صلح جهانی سرمنزلی است که عالم انسانی طیّ قرون و اعصار تحت تأثیر کلمۀ الهی که از سوی خالق متعال مستمرّاً به خلقش اعطا گردیده به‌ سوی آن در حرکت بوده است.  حضرت شوقی افندی پیشروی بشریّت به سوی یک مرحلۀ جهانی جدید در حیات جمعی‌ را به عنوان سیر تکامل اجتماعی توصیف فرموده‌اند "تکاملی که مراحل اوّلیّه‌اش با تولّد حیات خانواده شروع شد و متعاقباً به اتّحاد قبيله و بعد به تأسیس دولت‌شهری و سپس به نظام حکومت کشورهای مستقلّ ارتقا جست." (ترجمه)  اکنون با ظهور حضرت بهاءالله، نوع بشر در آستانۀ بلوغ قرار دارد.  وحدت عالم سرانجام امکان‌پذیر گردیده است.  نظمی جهانی که با توافق نوع بشر ملل عالم را متّحد سازد تنها پاسخ کافی و وافی به قوای بی‌ثبات‌کننده‌ای است که جهان را تهدید می‌نماید.

هرچند اتّحاد جهانی امکان‌پذیر و بلکه اجتناب‌ناپذیر می‌باشد ولی در نهایت نمی‌تواند بدون پذیرش بی ‌قید و شرط وحدت عالم انسانی که به توصیف حضرت ولیّ محبوب امر الله "محور جمیع تعالیم حضرت بهاءالله" (ترجمه) است تحقّق یابد.  براستی با چه بینش و فصاحتی آن حضرت مفاهیم فراگیر این اصل مهم را تشریح نموده‌اند.  در میان آشفتگی امور جهان، به وضوح مشاهده فرمودند که سرآغاز نظم جدید همانا درک واقعیّت یگانگی نوع بشر است.  روابط گوناگون بین ملل و در درون ملل، همه باید در پرتو این اصل مورد بازنگری قرار گیرد.

تحقّق چنین دیدگاهی دیر یا زود مستلزم یک اقدام برجستۀ تاریخی از جانب رهبران جهان در امور زمامداری است.  افسوس که ارادۀ چنین اقدامی هنوز موجود نیست.  بشریّت در چنگ یک بحران هویّت گرفتار است و مردمان و گروه‌های متعدّد در تعریف هویّت خود و جایگاه‌شان و نحوۀ عمل خویش در کشمکش می‌باشند و بدون دیدگاهی در بارۀ یک هویّت مشترک و مقصدی همگانی، در دام رقابت ایدیولوژی‌ها و منازعات برای کسب قدرت گرفتار می‌گردند.  تعبیرات به ظاهر بی‌شماری از "ما" و "آنان" هویّت‌ گروه‌ها را بیش از پیش محدود و در تضادّ با یکدیگر تعریف می‌کند.  این گونه تقسیم‌بندیِ گروه‌ها با علایق ناهمگون به مرور زمان انسجام اجتماع را به تحلیل برده است.  مفاهیم رقابت‌آمیز در مورد برتری یک گروه خاصّ، مانع از شناخت این حقیقت می‌گردد که بشریّت در مسیر مشترکی پیش می‌رود که در آن همه همکارند.  ملاحظه نمایید که بین چنین مفهوم از‌هم‌‌گسیخته‌ای از هویّت انسانی و اصل وحدت عالم انسانی چه تفاوتی اساسی وجود دارد.  در این چشم‌انداز، کثرت که از خصوصیّات خانوادۀ بشری است بدون آنکه یگانگی آن را نفی نماید موجب غنای آن می‌گردد.  وحدت از نظر آیین بهائی در بر دارندۀ مفهومِ لازمۀ تنوّع و کثرت است که آن را از هم‌شکلی و یک‌نواختی متمایز می‌سازد.  با محبّت نسبت به همۀ مردمان و با ترجیح دادن مصالح عمومی بر وفاداری‌های محدودتر است که وحدت عالم انسانی و جلوه‌های بیشمار تنوّع نوع بشر به بهترین وجهی تحقّق می‌پذیرد.

ترویج وحدت از طریق تلفیق و هماهنگ نمودن عناصر متفاوت و القای محبّت خالصانه در قلوب نسبت به نوع بشر وظیفۀ دین است.  امکانات فراوانی برای ایجاد الفت و وفاق به روی رهبران مذهبی عالم باز است ولی همین رهبران نیز می‌توانند با استفاده از نفوذشان سبب برانگیختن خشونت و برافروختن آتش افراط‌گری و تعصّب گردند.  در مورد دین، بیانات حضرت بهاءالله انذاری قاطعانه است:  "آن را علّت اختلاف و نفاق مکنید."  ایضاً می‌فرمایند که صلح برای "راحت من فی البلاد از اصول و احکام الهی" است.

دیدن مشقّاتی که بسیاری از مردمان در اثر عدم اتّحاد متحمّل می‌شوند قلبی که مملوّ از محبّت نوع انسان باشد را قطعاً بسیار به درد خواهد آورد.  ولکن احبّای الهی نمی‌توانند خود را از آشوب‌های روزافزون اجتماعی که آنان را احاطه نموده دور نگهدارند و در عین حال باید مواظب باشند تا مبادا درگیر اختلافات رایج در اجتماع گردند و یا در ورطۀ روش‌های خصومت‌آمیز آن افتند.  گرچه ممکن است در زمانی شرایط جان‌فرسا به نظر آید و یا چشم‌اندازِ نزدیک برای ایجاد وحدت تاریک باشد ولی دلیلی برای ناامیدی نیست.  وضع پریشان دنیا فقط باید باعث افزایش تعهّد ما در پیگیری مجهودات سازنده گردد.  حضرت بهاءالله انذار می‌فرمایند:  "مردمان را بیماری فراگرفته بکوشید تا آنها را به آن درمان که ساختهٴ دست توانای پزشک یزدان است رهایی دهید."

*

صفحه‌ها