پیام ۲۹ نوامبر ۲۰۱۷

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای ازنامۀ دارالانشاء بیت ‌العدل اعظم خطاب به سه نفر از احبّا (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

۲۹  نوامبر  ۲۰۱۷

ارسال از طریق الکترونیکی


دوستان عزیز روحانی،

مرقومۀ مورّخ ۲۱ ژوئن ۲۰۱۷ شما حاوی سؤالاتی در خصوص مشارکت جامعهٔ بهائی در مبحث تغییرات آب و هوایی حاصل دست بشر، به بیت العدل اعظم واصل گردید.  شما نظر خود را در بارۀ گفتمان جاری پیرامون موضوع تغییرات آب و هوایی مطرح کرده‌اید و مشاهدات خود را از وجود فشار جهت پذیرش موضعی افراطی در مورد علل و پیش‌بینی نتایج فاجعه‌بار این تغییرات آب و هوایی و در نتیجه حمایت از سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و اجتماعی وابسته به آن بیان نموده‌اید.  همچنین اظهار داشته‌ايد که به نظر شما برخی از احبّا شدیداً با این نظریّات مفرط موافق بوده ادعاهايش را تأييد نموده و نظرات ساير بهائيان را مردود می‌شمارند؛ لذا نگرانید که شاید آنان فعّالیّت در این زمینه را تا حدّ اصولی دینی ارتقا داده، جامعه را درگیرِ مجادلات سیاسی حزبی نمایند.  مقرّر فرمودند به شرح ذیل مرقوم گردد.

بیت العدل اعظم اقدام شما را در رجوع به آن هیئت جهت روشن نمودن موضوعی که موجب نگرانی شما شده تقدیر می‌نمایند و با استفاده از اين فرصت، نه تنها در مورد مسئلۀ تغییرات آب و هوایی بلکه به طور کلّی در بارۀ نحوۀ صحيح درک بهائیان از اصلاح عالم و مشارکت در آن توضيحاتی ارائه می‌نمايند.

نامۀ شما بازتابی از نگرانی عمیق‌تان در بارۀ محدودیّت‌های عملی دانشِ علمی و تأثیرات آن بر سیاست‌گذاری‌های‌ عمومی و امکان سوء تعبیر از آن برای هشدار از عواقب فاجعه‌بار تغییرات آب و هوایی حاصل دست بشر است که به گمان شما افراطی و مبتنی بر انگیزه‌های سیاسی است نه بر واقعیّات.  هرچند که بدان اشاره نکرده‌اید، مطمئنّاً آگاهید که شک و تردید سنجیدۀ شما تا حدّ زیادی تحت الشّعاع دیدگاه‌های افراطی طرف دیگر این مناظرۀ عمومی قرار دارد که بر مبنای مصالح سیاسی و شخصی ترویج می‌گردد و تا حدّی پیش می‌رود که تغییرات آب و هوایی را انکار نموده، یافته‌های علمی مربوطه را رد کرده، يا با آنها از سر ستیز در می‌آید.  بنا بر این، اظهار نظر در بارۀ افراط‌گری احتمالی یک طرف این مناظره باید به گونه‌ای باشد که به جانبداری از طرف دیگر تعبیر نشود.  در خصوص مسئلۀ تغییرات آب و هوایی و سایر مسائل اساسی که پيامدها و تأثیرات عمیقی بر رفاه همگانی دارد، بهائیان باید از کشیده شدن به ورطۀ تبعیّت از گرایش‌های متداول در گفتمان جاری از جمله گرایش به ایجاد دوگانگی، گرفتاری در دام رقابت برای کسب قدرت، و درگیر شدن در مباحثۀ لجوجانه که مانع یافتن راه حلّ‌های عملی برای مشکلات عالم است، احتراز جویند.  بهترین و مؤثّرترین طریق خدمت به بشریّت کنار نهادن مجادلات حزبی، توسّل به اقدامات مشترک که از بهترین شواهد علمی موجود بهره برده و بر مبنای اصول روحانی استوارند، و بازبینی دقیق و اصلاح آن اقدامات در پرتو تجربیّاتِ کسب شده است.  تمرکز دائم بر ایجاد و بزرگ‌نمایی تفاوت‌ها به جای تکیه بر نکات مورد اتّفاق نظر، به اغراقی منجرّ می‌شود که به خشم و سردرگمی دامن زده، قابلیّت و ارادۀ حلّ مسائل حياتی را زائل می‌کند.

یکی از مشکلاتِ مبرم بشر در قرن حاضر این است که چگونه جمعیّت رو به تزاید و در حال توسعۀ سریع ولی نامتّحد جهان بتواند به طریقی صحیح و عادلانه، حياتی هماهنگ با کرۀ زمین و منابع محدود آن داشته باشد.  برخی واقعیّت‌های زیستی هنگامی ظاهر می‌گردد که موجودی زنده بر نظام زیستی خود اثر منفی گذاشته یا از ظرفیّت آن فراتر رود.  محدوديّت منابع و توزیع ناعادلانه آن به طرق مختلف تأثیرات عمیقی بر روابط اجتماعی در درون و مابین ملّت‌ها می‌گذارد تا بدان جا که سبب بروز انقلاب و جنگ می‌گردد.  همچنین برخی روش‌های خاصّ ادارۀ امور انسانی می‌تواند اثرات مخرّبی بر محیط زیست بجا گذارد.  امروزه مسئلۀ پیامدهای تغییرات آب و هوایی و تعیین آنکه این پدیده تا چه اندازه نتیجۀ اقدامات بشر و قابل اصلاح است، بخش عمده‌ای از این مشکل بزرگ‌تر را تشکیل می‌دهد.  آیین حضرت بهاءالله به طور مستقیم و غیر مستقیم از طریق تأکید بر لزوم همزیستی و سازگاری اجتماع انسانی با عالم طبیعت، به مجموعه‌ای از این گونه مسائل می‌پردازد.  بنا بر این، ضروری است که بهائیان به طور نظری و عملی در اين امور مناظرات و اقدامات مشارکت کنند.

از جمله تعالیم دیانت بهائی تأکید بر اهمّیّت علم و دانش است.  حضرت بهاءالله می‌فرمایند "صاحبان علوم … را حقّ عظیم است بر اهل عالم"، و حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند "علوم حاضره قنطرهٴ حقیقت است" و مکرّراً تأکید می‌نمایند که "دین باید مطابق علم و عقل باشد."  پاسخ حضرت ولیّ‌امرالله به یک سؤال علمی، در نامه‌ای که از جانب ایشان نوشته شده، قابل توجّه است که می‌فرمایند "ما یک دیانت هستیم و در ارائۀ مسائل علمی واجد شرایط نیستیم."  در موارد متعدّد در جواب به سؤالات علمی، همواره توصیۀ آن حضرت به احبّا آن بوده است که چنین موضوعاتی باید توسّط دانشمندان مورد بررسی قرار گیرد.

پژوهش علمی در مورد سهم انسان در پدیدۀ گرم شدن کرۀ زمین به تدریج و در پی یک قرن تحقیقات که اخیراً بر شدّت و دقّت آنها نیز افزوده شده، وسعت يافته است.  اگرچه طبیعتاً دانشمندان نظرات مختلفی دارند، در حال حاضر اتّفاق نظر قابل توجّهی بین متخصّصین در حوزه‌های مربوطه در بارۀ علّت و پیامد تغییرات آب و هوایی وجود دارد.  نتایج متقن علمی حاصله از طریق کاربرد روش‌های قابل اعتماد علمی، منتج به تولید دانشی می‌گردد که می‌تواند مبنای عمل قرار گیرد.  در نهایت، نتایج این اقدامات باید به محکّ بررسی‌های علمی بیشتر و واقعیّات عینی عالم طبیعت آزموده شود.  البتّه در طیف مطالب مورد بحث که شامل موضوعاتی است از قبیل میزان نقش انسان، پیش‌بینی عواقب احتمالی در آینده و گزینه‌های مختلف مقابله با این مشکل؛ بعضی از این موضوعات از پشتیبانی يافته‌های علمی کمتری برخوردارند و لذا مورد بررسی و تجزیه و تحلیل بیشتری قرار می‌گیرند.

پدیدۀ پیچیده‌ای چون تغییرات آب و هوایی را نمی‌توان به سطح طرح‌های ساده یا سیاست‌گذاری‌های ابتدایی تقلیل داد.  حتّی وقتی در مورد بعضی علل اساسی توافق وجود دارد، در خصوصِ علاج آنها ممکن است نظرات متنوّعی وجود داشته باشد و وقتی عدم قطعیّت در میان است یا واقعیّات مسلّم بنیادی به دلایل طرفداری‌های حزبی مورد مخالفت واقع می‌شود، مشکل به مراتب پیچیده‌تر می‌گردد.  امّا اگرچه بحث عمومی می‌تواند متأثّر از عناصر حادّ سياسی و محلّی باشد، حقیقت قابل توجّه آن است که در زمانه‌ای که ملّت‌ها به سختی قادر به توافق بر سر بسیاری از مسائل بااهمّیّت هستند، تقریباً تمامی دول عالم در معاهدۀ پاریس به توافقی سیاسی در یک چارچوب مشترک دست یافته‌اند تا با مشکل تغییرات آب و هوایی به طریقی که با گذشت زمان و کسب تجربیّات بیشتر تکامل می‌یابد مقابله کنند.  بیش از یک قرن پیش حضرت عبدالبهاء به "وحدت آراء در امور عظیمه" اشاره نموده و می‌فرمایند که "آن نیز عنقریب اثرش ظاهر گردد."  توافق بین‌المللی اخیر در خصوص تغییرات آب و هوایی، صرف نظر از امکان نقایص و محدودیّت‌هایش، نشانۀ قابل توجّه دیگری از تحوّلی است که حضرت عبدالبهاء به آن بشارت داده‌اند.  این معاهده به عنوان نقطۀ آغازی برای فعّالیّت‌های نظری و عملی سازنده‌ای می‌باشد که با گذشت زمان و بر مبنای تجربیّات و یافته‌های جدید قابل بازبینی و اصلاح است.

گرچه بهائیان در امور سیاسی حزبی مداخله نمی‌کنند اين اصل نباید به گونه‌ای تفسیر شود که مانع مشارکت همه‌جانبه و فعّال بهائیان در جستجوی راه حلّ برای مشکلات مبرمی گردد که نوع بشر با آنها مواجه است.  با توجّه به اینکه مسئلۀ تغییرات آب و هوایی با ازدیاد نگرانی‌های اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی در سطح جهانی همراه است، طبیعتاً احبّای علاقمند، مؤسّسات و نهادهای بهائی در سطوح مختلف محلّی، منطقه‌ای، ملّی و بین‌المللی به آن پرداخته‌اند.  امّا این بدان معنا نیست که برداشت‌های مبتنی بر یافته‌های علمی در زمینۀ تغییرات آب و هوایی که با این اقدامات مرتبطند به منزلۀ اعتقادات يا وظایف دینی تعبیر يا معرّفی گردد.  هر یک از بهائیان بنا بر سوابق خود، درک متفاوتی از نظرات در مورد علم و تغییرات آب و هوایی خواهد داشت لذا به نحو متفاوتی اقدام می‌نمايد و هیچ لزومی ندارد که بهائیان در چنين موضوعاتی نظر واحدی داشته باشند.  هنگامی ‌که بهائیان در فعّالیّت‌های مربوط به این موضوع در اجتماع مشارکت می‌نمایند، می‌توانند با بهبود و یا پیشبرد گفتمان به سطحی ورای منافع شخصی و تعلّقات حزبی، به فرایند سازنده‌ای کمک نمایند که سعی در نیل به وحدت نظر و عمل دارد.  مجموعه‌ای از مفاهیم بهائی می‌تواند هدایت‌گر چنین اقداماتی باشد.  به عنوان مثال، نامۀ بیت العدل اعظم مورّخ 1 مارس ۲۰۱۷ به مشکلات اخلاقی مصرف‌گرایی و مادّی‌گرایی افراطی می‌پردازد که با مشکل سوء استفاده و تخریب محيط زيست مرتبط است.  بدون تردید بسياری از مواضیع مشترک و عاری از مناقشه وجود دارد که در آنها، فعّالیّت‌های مقابله با تغییرات آب و هوایی حاصل دست بشر مطابق با رویکردهای مورد توافق برای بهبود وضعیّت محیط زیست است.  چنین مواردی نقطۀ مناسبی برای شروع این همکاری‌ها است و البتّه با ازدیاد تجربه و یادگیری، زمینه‌های مشارکت با ديگران نیز گسترش خواهد یافت.

در نقاطی از جهان که مباحث مربوط به نقش انسان در تغییرات آب و هوایی حاصل دست بشر دستخوش اختلافی تقریباً لاینحل گردیده، بهائیان باید نسبت به خطر ریشه دواندن چنین رویکرد حزبیِ تفرقه‌انگیزی در جامعهٔ بهائی هوشیار باشند.  این بدین معنا است که برخی افراد یا نهادها باید بسنجند که نظرات‌شان در مورد اقدامات لازم در مسئلۀ تغییرات آب و هوایی تا چه حدّ ممکن است منعکس‌کنندۀ موضعی افراطی در بزرگ یا کوچک جلوه دادن بیش از حدّ این مشکل باشد.  مفاهیم و اصول مشورت بهائی باید راهنمای نحوۀ تعامل احبّا با یکدیگر و مشارکت‌شان در گفتمان‌های اجتماعی و اقدام اجتماعی باشد.  مشورت وسیله‌ای است برای وصول به درک مشترک و نحوهٔ اقدام جمعی را فراهم می‌آورد؛ و تلاشی است آزادانه، منصفانه، توأم با احترام و وقار از جانب گروهی از افراد که هدف‌شان تبادل نظر، کشف حقیقت و سعی در حصول توافق است.  تفاوت نظر اوّلیّه نقطۀ آغازی است برای بررسی موضوع و نیل به درکی بیشتر و حصول توافق، و نباید سبب خصومت، بیزاری و کدورت گردد.  با وحدتِ عمل تصمیم در مورد اقدامی خاصّ می‌تواند به بوتۀ امتحان درآمده، در صورت لزوم طیّ یک فرایند یادگیری مورد بررسی و بازبینی قرار گیرد.  در غیر این صورت بنا بر فرمودۀ حضرت عبدالبهاء "اصرار و عناد در رأی منجرّ به منازعه و مخاصمه گردد و حقیقت مستور ماند."

پیام ۸ نوامبر ۲۰۱۹

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان (هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

۸  نوامبر  ۲۰۱۹

ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

موفّقیّت‌هایی که نه تنها در چند هفتۀ گذشته بلکه در طیّ دو سال پیشرفت چشمگیر به آن نائل گشته‌اید و حال به اوج حیرت‌انگیزی رسیده ما را بر آن می‌دارد که شما را که جنود مشهود نهضتی توقّف‌ناپذیر هستید مخاطب قرار دهیم.  برگزاری جشن دویستمین سال میلاد حضرت باب بسیار فراتر از صرفاً یک واقعۀ فراموش‌نشدنی، ثمرۀ بذل هشت دوره کوشش فداکارانه بود که با اتّحاد و اتّفاق و با حسّ ابتکارِ دلیرانه مبذول گشت.  از پاسخ قاطعانۀ‌ دوستان به ندای خدمت بسیار مسروریم.  آگاهی از آنچه جامعه قادر است به آن توفیق یابد که در دویستمین سالگرد قبل مشاهده شده بود، موجب برانگیختن نیرویی عظیم و اقدامی متهوّرانه به یاری فرایندی از آمادگی و تأمّل گشت و جوامع محلّی، محلّه‌ها و دهکده‌ها صحنۀ انواع فعّالیّت‌های فشرده گردید.  نکات بر‌جسته و قابل توجّه بسیار است.  برگزاری جشن‌هایی در خانواده‌ها و بین چند خانواده به نحوی بارز مشهود بود و نیز جلسات متشکّله توسّط جوانان برای همسالان خود.  فرصت‌هایی برای باز‌گویی پرشور شرح حیات حضرت باب و پیروان اوّلیّۀ آن حضرت مغتنم شمرده شد.  مکالمات در مورد نیازهای اجتماع که غالباً توسّط والدین کودکان آغاز می‌شد به درک این جشن‌ها عمق بیشتری بخشید.  دویستمین سالگرد موجب ظهور آثار هنری سرشار از زیبایی و احساس گردید.  تجلّیات مبتکرانۀ فداکاری و اخلاص بی‌شمار‌تر و متنوّع‌تر از آن بود که بتوان توصیف نمود.  و اینکه هر یک از طرق فعّالیّت عاملی طبیعی برای دعوت به مشارکت در مؤسّسۀ آموزشی گشت کاملاً محسوس و قابل توجّه بود.  استعداد و قابلیّتی که برای همراهی طیف وسیعی از مردم در فعّالیّت‌های جامعه به ظهور رسید موجب بسی دلگرمی این مشتاقان گردید.  قطعاً این نشانگر آنست که چطور لحظات مقدّس در تاریخ بشری و گرامی‌داشت آن در ایّام متبرّکه حائز نیرویی است عظیم برای اهتزاز روح افراد و ایجاد حسّ وحدت میان مردم‌ها از طریق تجربۀ مشترک.  بزرگداشت عمومی چنین جشن‌هایی در نقاط مختلف جهان وعده و نوید بزرگی را در آینده برای پیشرفت‌هایی در سطح فرهنگ در بر دارد. 

در اینکه در همۀ عالم استعداد و آمادگی روحانی فراوان وجود دارد شکّی نیست.  پیشرفت مشروط است به پرورش هر چه بیشتر قابلیّت برای توسعۀ فرایند جامعه‌سازی، و بنا بر این همۀ چشم‌ها به ماه‌های آینده دوخته شده است.  فداکاری و وفاداری به دو اختر تابان الهی و رفاه و آسایش نوع بشر که تا کنون الهام‌بخش مجهودات خالصانۀ شما بوده باید پشتیبان شما طیّ شش دورۀ آینده باشد.  حال از همۀ آنان که برای حصول این توفیق تلاش کرده‌اند مشتاقانه می‌خواهیم که بشتابند و دو باره گرد هم آیند و تأمّل و مشورت کنند و مصمّم شوند که چگونه در هر محیط منحصر به فرد، تمام آنچه را که تجربه به آنان آموخته است به کار برند:  چطور دوستانی در مقام هستۀ مرکزی یک گروهِ در حال تزاید می‌توانند الگوی فعّالیّتِ در حال رشد را به وجود آورند، چطور کودکان می‌توانند به کلاس بالاتر و نوجوانان به مطالعۀ متن بعدی آموزش ارتقا یافته صفات و خصایص اخلاقی و روحانی خویش را بیشتر پرورش دهند، چطور دوره‌های مؤسّسۀ آموزشی می‌تواند موجب دست‌یابی به مهارت‌ها و قابلیّت‌هایی گردد که بسیار مورد نیاز است، چطور می‌توان مسیر خدمت را گسترش داد تا تعداد بیشتری را پذیرا باشد، چطور امید راستین به بهبود اجتماع را می‌توان در عمل به منصّۀ ظهور رساند، و چطور تمام بندگان خدا می‌توانند از ظهور جدیدش الهام گیرند و چگونه نفوس مستعدّ و علاقمند را می‌توان دعوت نمود که به امر جمال ابهی منتسب شوند.  در این دوران مشحون از قوای روحانی، در برهه‌ای از زمان که به نظر می‌رسد جهانیان از مواجهه با خطرات عدیده عاجز مانده و نفوس تسلیم بیم و یأس گشته‌اند، حضرت بهاءالله منظر دیگری را به ما نشان می‌دهند:  منظر توفیقاتی که جامعه‌ای متباهی به نام مبارکش در انجام رسالت روحانی خود می‌تواند با شهامت و دلاوری به آن نائل آید.  در اعتاب مقدّسۀ علیا صمیمانه دعا می‌کنیم که هر کودک و هر جوان، هر زن و هر مرد، هر خانواده و هر جامعه‌ای که حبّ جمال مبارک را سرمایۀ خود نموده مشمول تأییدات ﻻریبیۀ آن حضرت گردد.

[امضا:  بیت العدل اعظم]

 

پیام ۲ آبان ۱۳۹۸

Persian (فارسی)

۹  شهرالعلم  ۱۷۶

۲  آبان  ۱۳۹۸

جامعۀ پیروان حضرت یزدان در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه نمایند

عالم بهائی در جوش و خروش است و دل‌دادگان جمال جانان در شور و هیجان.  هر چه به اعیاد سعید میلاد دو مظهر ظهور الهی نزدیک‌تر می‌شویم آثار رشد و نموّ بی‌سابقۀ شجرۀ مبارکی که آن دو وجود مقدّس در این جهان غرس نمودند روز به روز نمایان‌تر می‌گردد و مردم دنیا از ثمرات بی‌منتهای آن بیشتر از پیشتر بهره‌مند‌ می‌شوند.  قلوب تقلیب می‌گردد، افکار روشن می‌شود، کودکان درس وحدت و تساوی می‌آموزند، بزرگسالان ره خدمت می‌پویند، اخلاق تهذیب می‌گردد، رفتار تعدیل می‌یابد، جوامع ترقّی می‌کنند، حیات مادّی تحت نفوذ مبادی روحانی پیشرفت می‌نماید، نفوس آفرینش جدید می‌شوند و طنین تمدّن الهی هر دم بلندتر می‌گردد.

اگرچه تا کنون پیام اخیر این مشتاقان را خطاب به همۀ آنان که در سراسر دنیا در بزرگداشت دویستمین سالگرد تولّد حضرت اعلی شریکند ملاحظه نموده‌اید، ولی مغتنم دانستیم هموطنان حضرتش را نیز مخاطب قرار دهیم و موهبتی را که به آن مفتخرید یادآور شویم، چه که آن آفتاب حقیقت سپیده‌اش در شهر شیراز پدیدار گشت تا عالم را وعدۀ روشنایی جدید دهد و صبحش نخست آن سرزمین را منقلب کرد تا جهان را آمادۀ ظهور حضرت بهاءالله کند.

نوری که پیامبران الهی در هر عصر بر زندگی مادّی و معنوی انسان می‌افکنند حقایقی را روشن می‌کند که قبل از ظهورشان حتّی قابل تصوّر نبوده است.  آن مربّیان، پرتو جدیدی بر روابط ضروریّه‌ که ترقّی عالم و عالمیان بر آن مبتنی است ‌می‌افشانند و مقتضیات دسترسی به آن را فراهم می‌کنند.  ظهورشان جواهر مکنون در عرصۀ وجود را به منصّۀ شهود می‌رساند و تعالیم‌شان مرحلۀ نوینی از وحدت را به ارمغان می‌آورد.  آنان نوع بشر را بار دیگر تشویق می‌کنند که به صفات روحانی متّصف شود و بر اکتساب کمالات انسانی کوشا گردد و با همّت خود و تأیید خداوندی، بنیان سعادت خویش بنا نهد.

ظهور حضرت باب بشارتی بود به خردگرایی و دانایی، به سخاوت و رأفت، به راستگویی و عدالت اجتماعی.  مفاهیم و تفکّراتی را که به همراه آورد روحی تازه در کالبد فرسودۀ امکان دمید.  وعود دیرین را متحقّق ساخت و رسوم پیشین را ترسیم نوین بخشید.  خرافات را زدایید و عقلانیّت پرورید.  آن حضرت مرحله‌ای جدید از روند ترقّی و تحوّل عالم انسانی را آغاز فرمود و در وهلۀ اوّل هموطنان خویش را به شرکت در فرایند تجدّد دعوت کرد.  لطافت وجود و قوای آسمانی کلامش مصاحبان را بی‌درنگ مجذوب ‌نمود و حقایق بیان و جذّابیّت آموزه‌هایش به سرعتی معجزه‌آسا سبب بیداری و هشیاری مردمان ‌گشت.  در مدّتی بسیار کوتاه امرش در سراسر ایران انتشار یافت و آتش عشق الهی در اقشار مختلف آن اجتماع شعله‌ور شد.  جمّ غفیری با پیشینه‌های متفاوت دینی و قومی، از زن و مرد، از تجّار و کسبه، از ثروتمند و تهی‌دست، از عقلا و ادبا، از پیر و جوان، از روحانیون و حتّی شاهزادگان، در شهرها و روستاها به جمع پیروانش پیوستند و ندای نوید‌بخش او را برای ساختن اجتماعی بر مبنای عدالت و عاری از ظلم و استبداد به گوش جان شنیدند.  تعداد فقهای راستین و علمای دین که مقام منیعش را ستودند و امر حضرتش را پذیرفتند محیّرالعقول بود و شامل جناب وحید که از فاضل‌ترین دانشمندان مملکت و معتمد و نمایندۀ پادشاه برای تحقیق در بارۀ حقّانیّت ظهور جدید بود نیز می‌گشت.  برطبق برآورد محقّقین و مستشرقین آن زمان جمع کثیری از مردم ایران پیرو و مرید حضرت اعلی گشتند و در تعهّد به ایمان نویافته شجاعتی بی‌مثیل نشان دادند.

ولولۀ‌ آیین جدید زلزله بر ارکان نظم قدیم انداخت و موجب اضطراب و حسد ارباب قدرت و صاحبان‌ منصب شد و آنان را به این امید واهی کشاند که ایجاد رعب و وحشت سبب نفی کلام و تاریکی نور حضرت باب گردد، پس بی‌رحمانه مقاومتش نمودند.  متعصّبین متنفّذ جملگی پرچم اعتراض برافراشتند و دولت‌مردان و مردم را ترغیب به ستم در ابعادی بی‌سابقه نمودند.  به درستی، تاریخ معاصر چنین قتل و تاراجی را که بر او و پیروان او به دست زمام‌داران و یا به تحریک آنان مجرا شد به ندرت مشاهده نموده است.  فجایعی که اغلب در معابر عمومی و کوچه و بازار صورت می‌گرفت تا درس عبرت برای دیگران گردد، در اثر استقامت آن بی‌گناهان به کرّات باعث بیداری و آگاهی موجی تازه از نفوس پاک‌طینت می‌گشت.  در چند مورد محدود هنگامی که آن ستمدیدگان مورد محاصرۀ کینه‌وران و شقاوت بی‌امان قرار گرفتند، دلیرانه به دفاع از خود پرداختند ولی نهایتاً آن مظلومان طعمۀ تزویر گشتند و به نحوی فجیع قلع و قمع شدند.  بعد مخالفان سعی در محو تأثیرات آیین جدید نمودند و به طور منظّم کوشیدند تا خاطرۀ نفوذ شگرف ظهور حضرت اعلی را از قلوب و اذهان ایرانیان بزدایند.  مدّتی ذکرش را در کشور زادگاهش منع کردند و هنگامی که مؤثّر واقع نشد لب به لعن و دشنام گشودند و افسانه‌سرایی آغاز نمودند، تاریخ را تحریف کردند و حقایق را تکذیب.  دوست را دشمن نامیدند و وقایع را واژگون جلوه دادند.  هدیۀ ناب را فتنۀ باب خواندند و محبوب اعلی را به خاموشکدۀ ادنی سپردند و بدین ترتیب ظلمی عظیم در حقّ آیندگان روا داشتند، ولی غافل از آنکه بیشمارند خاندان‌های ایرانی که در تاریخچۀ خویش به نوعی با نهضت حضرتش مرتبطند، و بی‌حسابند نقاطی در پهنۀ آن مرز و بوم که به خون پیروان مظلومش گلگون گشته‌اند.  آثار آن رستاخیز روحانی در آن سرزمین باستانی تا ابد ماندگار می‌گردد و نتایج معنویش سرانجام آشکار.

یکی از ویژگی‌های بارز امر حضرت اعلی نقش برجستۀ جوانان است که به صورتی شگفت‌انگیز پیشتاز و پیشاهنگ شدند و درکی عمیق از مقتضیات عصر جدید نشان دادند و به همگان درس همّت و شهامت آموختند.  خود حضرتش بیست و پنج‌ساله بود که اظهار امر فرمود، حضرت قدّوس در بیست و دوسالگی به زینت ایمان مزیّن شد، حضرت طاهره بیست و چندی سال بیش نداشت که به امر مولایش لبّیک گفت و جناب انیس در ریعان شباب بود که مؤمن گشت.  زینب دلیر را به یاد آورید که در عنفوان جوانی چگونه حماسه آفرید و رستم دو جهان شد.  امروز نام قهرمانان ایرانی این نهضت جدید در پهنۀ گیتی ورد زبان‌هاست و شهامت آن جاودانان سرمشق همگان.  علم‌داران جوان جامعۀ اسم اعظم در سراسر جهان به یاد آن دلاوران، با دل و جان به خدمت نوع انسان برخاسته‌اند و برای بهبود عالم و ترقّی اجتماع فداکاری می‌نمایند، به کسب خصایل روحانی می‌پردازند و به تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان مشغولند.  در ایران نیز نور چشمان ما علیرغم تضییقات بیشمار با دل‌های پاک و عاری از هر کینه و عناد قهرمانانه قائم به ادای وظایف روحانی و کسب معارف و علوم و فنون و امرار معاش و تأسیس خانواده‌اند، شالودۀ جامعۀ آینده را بر پایه‌های استوار ایمان بنیان نهاده‌اند و خدمت به اهل ارض را محور اصلی زندگی خود قرار داده‌اند.

باری، بعد از غروب آن شمس تابان، سرانجام وعود او جلوه نمود و سپیدۀ خورشیدی نوین نمایان شد.  حضرت بهاءالله ظهور فرمود و شریعت الهی را تازه کرد، جمع سرخورده را سر و سامان داد و اسباب عزّت ابدی برای آنان و برای نوع انسان مهیّا فرمود، آموزه‌هایی را که سبب علوّ دولت و اعتلای ملّت در سراسر عالم است تعلیم داد، نزاع و جدال را نهی نمود و خلق بدیعی در جهان از هر قوم و زبان تربیت کرد تا خالصانه خدمت و محبّت به نوع بشر کنند، یگانگی عالم انسانی را تحکیم بخشند، پایۀ الفت نهند و با همکاری با اجتماع خویش، مدنیّت الهی را ترویج دهند.

حال ای عزیزان، در این برهه از زمان که پیروان اسم اعظم در تمام نقاط جهان دوستان و آشنایان و همسایگان و همکاران و همفکران را جملگی به جشن‌های دو میلاد خجسته فرامی‌خوانند و آنان را دعوت به تفکّر در معانی فرخنده‌سالگرد تولّد مبشّر و منادی این دور پرنور می‌نمایند، به راستی بدانید که برای ایرانیان اهمّیّت و میمنت این عید دوصد برابر است.  همگان را اطمینان دهید که هنگام تحقّق وعود حتمیّۀ آن دو مطلع نور فرا خواهد رسید، آشوب دنیا التیام یابد و صلح و آشتی دائمی بین اهل عالم جلوه نماید و وحدت نوع انسان رخ بگشاید.

[امضا:  بیت العدل اعظم]

پیام ۱۱ اکتبر ۲۰۱۹

Persian (فارسی)

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به محافل روحانی ملّی

ارسال از طریق الکترونیکی

خطاب به: کلّیّۀ محافل روحانی ملّی

تاریخ: ۱۱ اکتبر ۲۰۱۹

با قلوبی اندوهگین به اطّلاع می‌رسانیم که همکار محبوب و جلیل و عالیقدر پیشین ما علی نخجوانی در ساعات اوّلیّۀ صبح امروز به عوالم بالا صعود نمود.

در فقدان شخصیّت خارق‌العاده‌ای سوگوار هستیم که میراثی ممتاز از خدمت بی‌وقفه به امر الهی از خود بر جای گذاشت، شخصیّتی که در دوران حیات متعالی و ممتازش که در آخرین سال‌های عصر رسولی آغاز و تا نزدیکی قرن دوم عصر تکوین ادامه یافت، در آسمان ایمان و خدمت خالصانه بدرخشید و به مشارکت در بسیاری از پیشرفت‌های عمده در بنای نظم اداری بهائی فراخوانده شد — چه در مقام‌ عضو محفل روحانی ملّی بهائیان ایران، مهاجری شجاع در افریقا طیّ جهاد کبیر اکبر، عضو‌ هیئت معاونت افریقا در بدو تأسیس آن، عضو محفل روحانی منطقه‌ای مرکز و شرق افریقا در ابداع آن، و یا عضو اوّلین شورای منتخب بين‌المللی بهائی که مقدّمۀ عضویّتش در بیت العدل اعظم در هنگام تأسیس آن در سال ۱۹۶۳ بود.  خدمات گرانمایۀ وی طیّ چندین دهه با وفاداری مطلق به محبوبش حضرت ولیّ‌امرالله، آگاهی عمیق و استثنایی‌ از امر مبارک، تعهّد شیردلانه به دفاع از عهد و ‌میثاق الهی، اشتیاق وافر به امر تبلیغ، بصیرت روحانی کم‌نظیر و قلب منیر و مملو از محبّت نسبت به هر که از مسیرش می‌گذشت همراه بود.  زندگیش سرشار از توفیقات ‌روحانی و در مقطع بسیار مهمّ تاریخ بود.  امید چنانکه وفاداری کامل او و ايمان استوار و تعهّد تزلزل‌ناپذیرش به وظیفه، الهام‌بخش نسل‌های آینده باشد.

در اعتاب مقدّسۀ علیا برای ارتقای روح شریفش دعا می‌کنیم تا به اجری جزیل نائل گردد و به رکن و حامی شجیع خود، همسر محبوبش ویولت، بپیوندد.  مراتب تسلیت خود را به فرزندان عزیزش بهیّه و مهران و خانواده‌هایشان ابلاغ می‌داریم و برای تسکین و آرامش قلوب محزون‌شان دعا می‌نماییم.  از احبّای عزیز دعوت می‌کنیم که جلسات تذکّر به یاد او منعقد سازند و مراسم یادبود شایسته‌ای در همۀ مشارق‌الاذکار در سراسر دنیا برگزار نمایند.

بیت العدل اعظم

رونوشت:
دارالتّبلیغ بین‌المللی
هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای
مشاورین ارجمند

 

صفحه‌ها